فيروزى و عوام الناس را با خود متفق ساخته در ماه رجب سنهء تسع و ثمانين و سبعمائة ( 789 ) به استعداد تمام بر سر خان جهان رفته و او را زخمى ساخته خان و مان او را به غارت داد و خان جهان به جانب ميوات با چند كس گريخته به كوكا زميندار آنجا پناه برد و شاهزاده چندى را از امرا كه موافق خان جهان بودند مستأصل ساخت و بعد از اين واقعهء شاهزاده وزير مطلق العنان گرديد و سلطان هم اسباب ملكدارى از فيلان و اسبان و حشم و علامات پادشاهى او ساخته و ناصر الدين و الدنيا محمد شاه خطاب داده در ماه شعبان سنهء مذكوره او را جلوس فرمود و خود به عبادت و طاعت حق تعالى مشغول شد تا در خطبهء جمعه نام هر دو پادشاه خوانده مىشد و سلطان محمد مناصب و مواجب امرا از سر نو بخش كرد و ولايت مقرر ساخته و ملك يعقوب را سكندرخانى داده بر سر خان جهان در ميوات نامزد كرد و كوكا چوهان زميندار ميوات خان جهان را بسته نزديك سكندر خان فرستاد و سكندر خان او را به قتل آورده سرش را تحفهء درگاه محمد شاه گردانيده به جانب گجرات روان شد .
در سنهء تسعين و سبعمائة ( 790 ) محمد شاه به شكار كوه سرمور برآمد و ملك مفرح در گجرات به اتفاق مير صدها سكندر خان را كشت و لشكر او به تمام به غارت رفته همراه سپهسالار به دهلى آمدند و محمد شاه از كره بازگشته از نهايت بىپروايى كه لازمهء جوانى است فكر انتقام سكندر خان نكرده در عيش و عشرت مشغول شد و فتنهيى عظيم در كار ملك افتاد و لشكريان سلطان به جهت حسد و كينهء سماء الدين و كمال الدين كه تربيت كردههاى محمد شاه بودند سر به مخالفت برداشته در ميدانى وسيع مجتمع شدند و ملك ظهير الدين لاهورى را كه شاهزاده به نصيحت ايشان فرستاده بود به سنگ مجروح ساختند و او به آن حال نزد محمد شاه آمده آگاه گردانيد و شاهزاده جمعيت نموده به جنگ آن فريق رفت و لشكر شاهزاده اول غالب آمده لشكر سلطان را برداشت و اين جماعت پناه به سلطان فيروز بردند و تا دو روز جنگ صعب روى نمود . چون كار بر غلامان سلطان تنگ آمد سلطان را كه شبيهى و مثالى بيش نمانده بود به جنگگاه برده نمودار ساختند و چون لشكر محمد شاه و فيلبانان او را نظر بر سلطان فيروز افتاد ترك جنگ كرده نزد سلطان
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: توفيق سبحانى
ص١٧٥