تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
كهوگهر مقدم كيتهل « 1 » كه سيد محمد و سيد علاء الدين هر دو برادران را كه حاكم بداؤن بودند به غدر طلبيده كشته بود ، بدان جانب لواى عزيمت برافراخت و كهوگهر مفسد به جانب كوه گماون فرار نمود . ولايت « 2 » او را به تمام نهب و غارت داده و ملك خطاب افغان را در ولايت سنبل به تدارك فتنهء كهوگهر گذاشته و بداؤن را به ملك قبول سپرده بازگشت و قبول پوره كه حالا در بداؤن بيرون قلعه محله‌يى است مشهور به نام اوست و هر سال به طريق شكار آمده ولايت كيتهل را نابود مطلق مىساخت . و در سنهء سبع و ثمانين و سبعمائة ( 787 ) در موضع ببولى كه هفت كروهى بداؤن است و مواس « 3 » مشهور است ، حصارى بنا نهاده فيروزپور نام آن گذاشته و چون بعد از آن حصار از سلطان عمارتى ديگر بنا نيافت به آخرين‌پور شهرت گرفت و در اين ايام اگرچه اثرى از آن بنا باقى نيست . اما از خشتهاى كهنه و طرح و وضع آن زمين بلند معلوم مىشود كه وقتى از اوقات عمارتى در آن زمين بود و چون عمر سلطان قريب به نود سال رسيد و ما صدق اين ابيات گشته بود ابيات :
به هشتاد و نود چون در رسيدى * بسا محنت كه از گيتى كشيدى وز آنجا چون به صد منزل رسانى * بود مرگى به صورت زندگانى
خان جهان وزير كه تصرف تمام در امور مملكت پيدا كرده در مقام برانداختن مخالفان جاه خويش بود ، به اشارت سلطان جمعى را ضايع ساخت و جمعى را مقتول گردانيد و سخنان ساختگى از شاهزاده محمد خان و بعضى ملوك ديگر كه با او يگانه بودند گفته ، مزاج سلطان را از او منحرف ساخت و خاطرنشان او گردانيد كه اينها در پى برداشتن شاهزاده‌اند بر تخت پادشاهى و سلطان به دفع و استيصال آن امرا راضى شد و شاهزاده بعد از آنكه روزى چند هراس گرفته بود و ترك ملازمت سلطان كرده ، روزى به خلوت در ملازمت سلطان رسيده حقيقت حال با دولت‌خواهى و غدرانديشى خان جهان را به عرض رسانيد و قضيه منعكس شده ، او از جانب سلطان رخصت‌گونه به جهت دفع و استيصال خان جهان يافته و امراى
هامش
( 1 ) . نسخه : كيتهر . ( 2 ) . از اينجا تا « ولايت » در يك نسخه آمده است . ( 3 ) . نسخه : مواساى .