تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
الغ خان لشكر ديوگير را همراه گرفته قلعهء ارنكل راكه از هفت صد سال باز دار الملك راىسدر « 1 » مهاديو و آبا و اجداد او بود محاصره نمود و حصار گلين بيرونى گرفته نزديك بود كه حصار سنگين درونى را نيز بگشايد ، در اين اثنا عبيد شاعر مفتن معارض مير خسرو - عليه الرحمة - كه اين بيت از آن بدبخت شهرت دارد . بيت :
غلط افتاد خسرو را ز خامى * كه سكبا پخت در ديگ نظامى
و مير در اكثر تصانيف از دست او و سعد فلسفى شكايتها كرده و شيخ‌زادهء دمشقى به تقريب دير رسيدن داك چوكى از دهلى به دروغ آوازه در انداختند كه سلطان تغلق نماند و فتورى عظيم در اهل اسلام رفت و عبيد امرا را از الغ خان ترسانيد و كفار برآمده بسيارى را از لشكر مردم به قتل رسانيدند و ملك تكين و ديگر امراى واقعه‌طلب در حق الغ خان غدرى انديشيدند و او با پنجاه سوار به ايلغار به درگاه آمد و امرا هر كدام به اقطاعات رفتند و ملك تكين كه در نواحى ما بين ملتان و جيسلمير « 2 » رفته بود با اهل و عيال اسير شد و تاج الدين طالقانى داماد ملك تكين كه از بندىخانه گريخته بود در كنار آب سرو گرفتار شد و عبيد شاعر نيز همچنان منكوب به دست آمد و اين جماعت را با خيل و تبار زير پاى فيل انداختند و باقى مانده هر جا كه رفتند كشته شدند . و در سنهء ثلث و عشرين و سبعمائة ( 723 ) الغ خان بار دوم به جانب تلنگ رفت و راىسدر مهاديو باز حصارى شد و الغ خان حصار بيرونى آن را به قهر و غلبه گرفته راى را با خيل و تبع به دست آورد و عمال در آنجا گماشته لشكر به جاجنگر و بيدر كشيد و فيل و مال بسيار و جواهر و نفايس افزون از قياس به غنيمت گرفته سوى حضرت دهلى فرستاد و راىلدهر را نيز روانه درگاه گردانيد و ارنكل را سلطان‌پور نام نهاده به دهلى مراجعت نمود . و در سنهء اربع و عشرين و سبعمائة ( 724 ) سلطان غياث الدين تغلق شاه به تقريب بدسلوكى حكام بنگاله الغ خان را به نيابت خويش در دار الملك تغلق آباد كه در مدت سه سال و كسرى تعمير يافته بود گذاشته و مهمات ملكى و مالى به رأى
هامش
( 1 ) . متن فارسى : لدر . ( 2 ) . متن فارسى : جليمز از ترجمه متن انگليسى اصلاح شد .