دمبدم جان و دل خون كنى در برم * روان ز دوار دوران دواى درد آورد
دواى درد دل آرم ز داور دادار * عجبتر آنكه بر حادثات چرخ فلك
ز عشق تو عجب ار دل برم به آخر كار * يكى بپرس كه چون ز تو دل فكارم من
همى ز پيش كه آرم دواى اين دل زار
متقارب سالم
ز دوران چرخ فلك دل فكارم * فعولن فعولن فعولن فعولن
دواى دل آخر ز پيش كه آرم * نمىكند گذرى بعد ازين خيال رخت
چو شد غمت به اميد دلم پذيرفتار * اجابتى كن و بگذر بكوى من كه بگاه
چو پادشاه تويى بنده را فرومگذار * نگار من نظرى كن به روى من يك روز
حبيب من بپذير آرزوى من يك بار
بحر خفيف مثمن
گذرى كن بكوى من نظرى كن به روى من * فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن
چو اميد دلم تويى بپذير آرزوى من * سياه شد رخ من بىلب تو همچون قير
سپيد شد ز غم تو دو چشم من چون قار * اميد بود كه باشد ز وصل مرهم من
به عكس ماتم من داشت هجر بىهنجار
مثمن مطوى از مزاحفات بحر رجز
شد لب تو مرهم من * مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
شد غم تو ماتم من * نمىرسد بجناب وزير قصهء من
و گرنه هم بجهد رخش جان ازين مضمار * هم از جفاى تو يك روز عاقبت يابم
بعون سايه لطف و عنايتش زنهار * سعادت ار اثرى بخشدم امان يابد
دل من از كف جور سپهر ناهموار * توان بسمع وزيران سخن رساند كه باز
مرا ز دست تو آسان شود همه دشوار * جهان حشمت و تمكن خدايگان ملوك
كه گوهر از كف او رايگان برند بحار
كامل سالم
رسد از جفاى تو عاقبت اثرى بسمع خدايگان * متفاعلن متفاعلن
بجهد بعون و عنايتش دل من ز دست تو رايگان * متفاعلن متفاعلن
وزير بحر عطا صاحب قدر قدرت * ستوده سرور آصف خصال جم كردار
نجوم رتبت گردون يسار كيوان قدر * جم آستان و جنان حضرت و جهان ديدار