كرا گذر چو سوى بوستان بود بيند * گل از طراوت رخساره داده رونق خار
اگرنه دست به مشاطگى برآرد باد * نقاب غنچه كه بردارد از رخ گلنار
بحر هزج سالم مثمن
صبا پيغام فروردين چو سوى بوستان آرد * مفاعيلن مفاعيلن
عروس گل نقاب غنچه از رخساره بردارد * مفاعيلن مفاعيلن
معطرست ز بس بوى خوش كه سوخت نسيم * مشام خاك به مشك ختا و عود و قمار
ذبول نرگس بيمار بين كه هر ساعت * ميان بستان گويى ز تشنگى است نزار
كند حكايت باد صبا از آن قبل است * كه روحپرور و دلبند شد مزاج بهار
اگرچه شهره به عنبرفشانى است نسيم * دمش چو آب حيات است زندگانى بار
رمل سالم مثمن
بسكه هر ساعت كند باد صبا عنبر فشانى * فاعلاتن فاعلاتن
خاك بستان روحپرور شد چو آب زندگانى * فاعلاتن فاعلاتن
همه زمين نگر از سبزه چون دم طوطى * همه جهان نگر از لاله همچو ديدهء سار
ازين سپس من و دربر كشيده ماه ختن * وزين سپس من و در كف گرفته جام عقار
حرام گشت به هر جانبى شدن بىدوست * غرامت است به هرگوشهاى شدن بىيار
سحاب ساخته تختى زمرد اندر باغ * فكنده ناميه فرش عقيق در گلزار
انين فاخته بر شاخ سرو ساخته رود * بپاى سرو درانداخته صبا دستار
رجز سالم مثمن
از سبزه در هر جانبى تختى زمرد ساخته * مستفعلن مستفعلن
از لاله در هر گوشهاى فرشى عقيق انداخته * مستفعلن مستفعلن
نسيم داد نويد نشاط موسم عيش * بيا و باده بيار اى نگار شيرين كار
بيار مى رنگين كه آمد اندر جام * چو لعل آن صنم گل رخ شكر گفتار
يك امشب از مدد و فصل نوبهار طلب * حيات جان ز لب لعبتان لاله عذار
سريع مطوى مكشوف
موسم عيش آمد و فصل بهار * مفتعلن مفتعلن فاعلان
باده بياراى صنم گلعذار * شميم پيرهن گل نگر نعيمآسا
نسيم طرهء شمشاد بين بهشت آثار * دهان لاله پر از لعل گشته در اصقاع
نسيم تافته زلف بنفشه در ازهار