تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1052

مساهمون:

ص١٠٥٢
معروض راى مجلس آراى ارباب الباب
طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ
« 695 » مىشود كه جمعى افاضل و فوجى اماثل ، كه نور ديدهء مردمى و سرور سينهء همدمى بودند و گاهى به رسم تلطف ، تفقد اين ضعيف مىنمودند به ترتيب تأليف و تهذيب ترصيف اشارت فرمودند و الحاح از حد گذرانيدند . چاره نديد و با آن‌كه اين ضعيف به سبب صرصر حوادث ايام و سلاسل شهور و اعوام صحيفهء انشاء را در طاق نسيان نهاده بود و روزنامهء تاريخ را چون اوراق گل به باد داده ، ليكن چون حكم دوستان بر دل و جان روان بود از سر حرف گذشتن در مذهب مروت مستحسن ننمود . بلكه از ديوان فرمان
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
« 696 » پروانه رسيد و رقوم اين كلمات شكسته بسته بر لوح خاتمه كشيد . هرچند مىدانست كه اصحاب حسد و ارباب حقد كه قامت قابليتشان از طراز اعزاز آسمانى تشريف عنايت نيافته و آفتاب سعادت بخش ربانى در عالم وجود ايشان نتافته ، نه قدرت آن‌كه از معدن ذهن خويش گوهر عالم‌افروز برآرند و نه قوّت آن‌كه به مصابح ديگران مجلس روشندلان منور دارند ، همه چون كوه سنگدل نه در حلم و وقار همه چون تيغ دوروى نه گوهردار ، صبح‌اند در پرده‌درى نه در روشن‌رايى ، گل‌اند در بد عهدى نه در راحت‌افزايى . حاوى اوراق را هدف تير تعيير گردانند و اين‌قدر ندانند كه : بيت
بس باشد اين كمال كه ايام كم شنيد * در نثر من مذمت و در نظم من هجا
و چنان از جادهء انصاف انحراف يافته‌اند و عنان مكابره به صوب طغيان تافته كه سها را در نور و ضيا بر خورشيد عالم‌آرا ترجيح نهند و گوهر جان‌افروز را با شبه بىفروغ در يك رشته كشند .
هامش
( 695 ) . سورة الرّعد 29 . ( 696 ) . سورة الأنسان 30 ، سورة التكوير 29 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1052 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى