ذكر ايلغار فرمودن ميرزا سلطان حسين و به قتل آوردن ميرزا يادگار محمد *
چون عنايت ملك الملك به اقتضاى
وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ
« 684 » سرير سلطنت خراسان را مستقر دولت خورشيد آسمان ظل اللهى جمشيد ايوان شاهنشاهى ساخته بود و ماه رايت آفتاب آيت به اوج ثريا و ذروهء جوزا افراخته و ميدان جهان را مضمار سپاه ظفر شعار او گردانيده و غبار سم سمند صبا رفتار او را كه سرمهء اعيان زمان است به سپهر كحلى رسانيده بود ، لاجرم مقاليد ممالك به قبضهء اقتدار او تفويض فرمود و آب تيغ جهانگشايى او را در اطراف ولايات امضا و اجرا نمود و دشمن ملك را كه كوكب طالع به درجهء قاطع رسيده و سررشتهء عمر به انقطاع كشيده بود هر آينه روزگار در جام خوشگوار او زهر هلاهل نهاد و بهرام خونآشام شحنهء ايام را به قصد قتل او شمشير قاتل داد .
و شرح واقعه آن است كه در آنزمانكه ميرزا ابو الغازى سلطان حسين در ميان ايل و الوس ارلات بود ، فرزندان ميرزا سلطان ابو سعيد : ميرزا سلطان محمود و ميرزا ابا بكر و ميرزا الغ بيك با هم اتفاق نموده عزم محاربهء ميرزا سلطان حسين جزم كردند . ميرزا الغ بيك با جمعى از امراى سمرقند و يار على تركمان از پسران نمك به حرام عليشكر « 685 » پيش آمده چون از طرفين رايات مقابله و مقاتله برافراشتند ، امير جعفر ارلات و برادر او امير زين العابدين ، به واسطهء آنكه كوچ ايشان در موضعى بود كه اثر تسلط فرزندان ميرزا سلطان ابو سعيد بدانجا مىرسيد ، عنان عزيمت با غلبهاى كه داشتند به صوب سپاه سمرقند معطوف گردانيدند . ميرزا سلطان حسين با وجود آن حال كه در ظاهر موجب اختلال بود توكل كل بر عنايت حضرت ذوالجلال كرده بر سپاه مخالفان زد و ايشان را چند فرسخ باز پس نشانيد و به يك حملهء
هامش
( 684 ) . سورة آل عمران 13 .
( 685 ) . مطلع : ايلى شكر .