با جمعى امرا به رسم منغلاى به جانب مازندران روان فرمود « 651 » و ميرزا سلطان احمد « 652 » پدر ميرزا كيچيك به حكومت دار السلطنهء هرات مقرر شد و امير جنيد ساربان و صاحب اعظم خواجه كمال الدين مولانا مير به امارت و وزارت معين گشتند .
و درين ولا ميرزا سلطان احمد از سمرقند ايلچى فرستاده اظهار و داد و اخبار اتحاد پيغام داد و موكب همايون به طالع سعد و اختر ميمون چهارم ربيع الأول « 653 » از دار السلطنهء هرات نهضت نمود و منزل پل سالار معسكر همايون فرمود .
و جناب ارشاد مآب ولايت پناه خواجه ناصر الدين عبيد اللّه سلمه اللّه و ابقاه به جناب عالى ، ملجأ الأفاضل و الأعالى حاوى حقايق العرفان ، صاحب دقايق الأيقان ، مولانا نور الدين عبد الرحمن الجامى مدظله العالى مكتوبى نوشته بود . مضمون آنكه :
جمعى امراى سمرقند بىاجازت به اين ولايت آمدهاند و كوچهاى ايشان در خراسان مانده و پيوسته مشوش اوقات اين فقيرند كه درين باب چيزى نويسد و اگرچند اين صورت به حسب عرف نيك نمىنمايد چه بىرخصت آمدهاند ، اما ايشان نظر بر تقصير و قصور آن جماعت نفرمايند .
و از حضرت مولوى كه ميرزا سلطان حسين را نسبت به آن حضرت قواعد عقايد انعقاد داشت و پيوسته به مجلس فيض آثار او شرف حضور شريف ارزانى فرموده در جميع امور استعانت و استمداد مىنمود التماس اهتمام فرموده بود . و چون خدمت مولوى را با جناب خواجه حسن ارادت و رابطهء تمام واقع بود به نفس شريف عزيمت اردوى اعلى فرمود و چون به حوالى اردوى همايون رسيد از افواه و السنه شنيد كه بزم عشرت به اسباب مسرت آراسته است و مطرب نشسته و ساقى برخاسته .
هامش
( 651 ) . [ براى تفصيل جزئيات ر ك به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 218 ] .
( 652 ) . اسفزارى : امير نظام الدين سلطان احمد ميرزا كه يزنه [ شوهر خواهر ] حضرت اعلى بود به حكومت و ايالت هرات تعيين فرمود .
( 653 ) . دولتشاه ص 526 : در شهر صفر سنة اربع و سبعين و ثمانمايه .