تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
امراى عظام به استقبال آمده مراسم تعظيم و احترام به‌جاى آوردند و خدمت مولوى سخنى كه بود پيغام فرمود و غزلى در صحبت امرا فرستاده مراجعت نمود . سه بيت ثبت افتاد : بيت
نه زهد آمد مرا مانع ز بزم عشرت انديشان * غم خود دور مىدارم زبزم عشرت ايشان به جايى كاطلس شاهان نشايد فرش ره حاشا * كه راه قرب يابد دلق گردآلود درويشان نينديشم دعايى غير ازين كان شاه خوبان را * مبادا هيچگه آسيبى از كيد بدانديشان
و چون اين در شاهوار از درياى طبع گوهربار آن الطف دانشوران ايام و اشرف سخن‌گذاران انام به مجلس همايون پادشاه خورشيد جبين جمشيد آيين رسيد مثل گل صدبرگ به صد نشاط خنديد و از آن‌جا كه طبع سحرانگيز و ذهن رنگ‌آميز آن حضرت بود تمام غزل را جواب فرمود و به مجلس فيض بخش جناب مولوى ارسال نمود و از آن نيز سه بيت تحرير يافت . بيت
نشايد مجمعى را گفت بزم عشرت انديشان * كه نبود پرتو رويت به بزم عشرت ايشان بجز تشويش نبود تخت و جاه و اطلس شاهى * خوشا كنج فراغ و دلق گردآلود درويشان حسينىوار از پير مغان جويم قدح تا شه * ز درد جام جامى بادهء لعل جگرريشان
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1027 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى