تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1017

مساهمون:

ص١٠١٧
ملتمس امير بابا ملايم مزاج همايون آمده ميرزا الغ بيك را به آيين پادشاهى و يوسون شاهنشاهى روان فرمود و امير بابا مدتى بر جادهء عبوديت مستقيم بود . عاقبت كفران نعمت غبار ادبار بر روى روزگار او نشاند و از مخصوصان شاهزاده اتكه و جمعى امرا و مقربان را به قتل رسانيده و شاهزاده را مضبوط مىداشت . برادران امير بابا ، دريا خان و آفاق خان كه ازو كينهء ديرينه داشتند به رسم مشورت به خلوت درآمده بابا را از ميان برداشتند و چون در زمان عصيان امير بابا ، جمعى امراى عظام مثل امير محمد امير برندق برلاس و امير قنبر على و امير بابا كوكلتاش و ديگر امرا جهت استخلاص ميرزا الغ بيك متوجه مملكت كابل شده بودند و برادران امير بابا گمان بردند كه امرا به موجب فرمان ولايت را از ايشان گرفته به امير محمد امير برندق خواهند داد ، ايشان به طريق فرار راه ادبار پيش گرفته به حدود هند رفتند و ميرزا الغ بيك را همراه بردند . جمعى مردم افغان ازين معنى خبر يافته و به عزم دستبردى به جانب برادران امير بابا شتافته نيم شب به كنار اردوى ايشان رسيدند و هم در شب شاهزاده را به دره‌اى درآوردند كه هزاران از ايل ايشان در آن‌جا بود و پيش دره را به سنگهاى محكم استوار كردند و مخالفان تا سنگها از پيش برداشتند ، بندگان دولتخواه مسافتى راه به ايشان گذاشتند و شاهزاده را به امير محمد برندق و ساير امرا رسانيدند و امرا همه را به رعايت و مرحمت خوشوقت گردانيدند و بعضى از آن جماعت به پايهء سرير اعلى آمدند و ميرزا سلطان ابو سعيد انواع تربيت و عنايت فرمود و مجموع را به اسب و زر و كلاه و كمر و چارغب طلادوزى و باقى تجملات و سيورغالات ديگر معزز و مكرم ساخت و آفتاب دولت سايهء سعادت بر احوال ايشان انداخت و همچنين هريك از امرا و اركان دولت را به رعايت ايشان اشارت فرمود و اجازت يافته به اوطان خود رفتند و امير قنبر على دريا خان را گرفته بند فرمود و عزم تسخير ولايت هندوستان نمود و به اتفاق امرا تا دروازهء ملتان رانده تمام آن حدود را به باد تاراج داد و آتش قهر الهى در تر و خشك آن بيشه‌ها افتاد و والى ملتان طاقت و توان مقابلهء لشكر منصور نياورده راى او اقتضاى آن كرد كه خدمت شيخ ابو سعيد *
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1017 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى