تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1005

مساهمون:

ص١٠٠٥
خجسته وزيرى كه در ربع مسكون * نظيرش بجز چشم احول نديده
و بعد از چند روز مولانا قطب الدين منصب صدارت يافت . و ميرزا ابو الغازى سلطان حسين بر تخت بخت مقام و آرام فرمود و بر مسند سلطنت و چهار بالش مملكت بار عام داده بود و امراى كامكار و مقربان نامدار در صنوف خدمت جوزا مثال كمر اطاعت و امتثال برميان جان بسته و به پاى بندگى ايستاده و هريك برحسب اختلاف طبقات و تفاوت درجات دست بر دست نهاده منتظر اشارت سلطان جهان‌ستان بودند .
ز بس هجوم اكابر چنان شده است درش * كه آفتاب به صد حيله يابد آن‌جا بار
گاه به استماع قضاياى دعاوى رعايا كه ودايع آفريدگارند به موجب كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته مشغول مىگشت و بر طريق امر جزم
فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
« 626 » حكم مىفرمود و گاه نظر غضب بر كار ظالمان بدخصال مىانداخت و براندازهء جرم و خطاى اين طايفه فرمان مىفرمود . و چون خاطر حق پذيرش از نوازش متظلمان و گذارش متعديان فراغت يافت ، عنان عزيمت به طرف بزم طرب و مجلس عشرت تافت و فرمان داد كه اسباب مسرت مهيا گردانيدند و مغنيان زهره الحان آواز رود و سرود به فلك رسانيدند . بيت
باز در بزم طرب آهنگ عشرت‌ساز شد * بر رخ درماندگان درهاى دولت باز شد باز آواز بريشم رفت تا چرخ برين * ارغنون ساز فلك را نغمهء دمساز شد
هامش
( 626 ) . سورة ص 36 .