تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1003

مساهمون:

ص١٠٠٣
[ « 625 » و درين ايام ، قدوهء امراى نام و قبلهء صناديد عظام ، امير ثاقب ضمير صايب تدبير ، نظام السلطنة و الدولة والدين امير عليشير كه از قديم الأيام آباى كرام و اجداد عظام او در سلك امراى كبرا انتظام داشتند و در دولت خاندان ميرزا عمر شيخ صورت منقبت كوكلتاشى به قلم اعتبار بر لوح روزگار مىنگاشتند ، از طرف مملكت ماوراء النهر كه پيش ازين در زمرهء ملازمان افضل العلماء المحققين ، خواجه جلال الدين فضل اللّه ابو الليثى به عزم تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه رفته بود و در آن ولايت چندگاه سال و ماه و شام و سحرگاه انواع فضايل و كمالات اكتساب نموده و استفاضه از مجلس بزرگوار فيض بخش و استفاده از ضمير فائض انوار آفتاب درخش قطب الأولياء خواجه ناصر الدين عبيد اللّه سلمه اللّه و ابقاه مىفرمود رسيد و به دولت دست‌بوس و آغوش پادشاه اسلام پناه سرافراز گرديد و چون ايام عيد نزديك بود ، جناب امارت مآب ، از فروغ طبع چون آفتاب ، قصيدهء هلاليه به ترتيب غريب نظم فرمود و در روز عيد ، در جشن همايون گذرانيد و پادشاه اسلام پناه درهاى آبدار و جواهر شاهوار نثار فرق او ساخته مجلسيان را بهره‌مند و محظوظ گردانيد . نظم
به‌سان گوهر عالم‌فروز شعرى گفت * كه در حساب نيايد بهاى آن گوهر ز لطف آن در منظوم يادگار گذاشت * زمانه در صدف گوش همگنان گوهر ز بحر خاطر او نظم يافت درّى چند * كه نزد عقل به از صد هزار كان گوهر
هامش
( 625 ) . اضافه نسخه .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 1003 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى