تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 982

مساهمون:

ص٩٨٢
سنگ بريده و به طريق قنوات سوف « 580 » كشيده و بسيار مواضع طاق و پل بسته و در اطراف سنگهاى عظيم شكسته بعد از چند ماه آب بسيار به كمرگاه كوه مختار آورد و در شمال شهر در دشت مزار گازرگاه و صحراى باوليكاه « 581 » مواضع مزروع شد و محصولات مرفوع گشت و در مدت دو سه هزار سال كه بناى شهر هرات شده چنين كارى كسى را ميسر نشد و خواص و عوام بهجت و مسرت تمام نمودند و جناب دستور اعظم را به السنهء مختلفه و افئدهء متفقه ستودند و اين خبر در زمان توجه رايت آفتاب اشراق به جانب عراق به ميرزا سلطان ابو سعيد رسيد و آن حضرت بغايت مسرور و منبسط گرديد و فرمود كه مرا بشارت اين خبر خوشتر از فتح ملك عراق است و سعى جميل خواجه قطب الدين طاووس محل قبول يافته و آفتاب عنايت پادشاهانه بر صفحهء روزگار او تافته حضرت خلافت پناهى نوازش نامه و تشريفات خاص ارسال نمود و دستور اعظم را به جانب اردوى معظم طلب فرمود « 582 » و هنوز اردوى فلك احتشام در حدود بسطام بود كه دستور نيكخواه به درگاه عالم پناه رسيد و از آن‌جا به دارايى ممالك عراق مقرر گرديد « 583 » چنانچه مذكور شد . درين اثنا ، آوازهء ميرزا سلطان حسين از طرف خوارزم و نسا و ابيورد پيدا شد و روزبه‌روز اين حكايات زيادت مىگشت . مصرع
حكام كه در هرات بودند
هامش
( 580 ) . ظاهرا گويا جمع ساف ساخته است به معنى هر رده از ديوار . ( 581 ) . ظاهرا همان دامن كوه زنجيرگاه دستور الوزرا ص 385 است . [ بوليكاه ] كذا ايضا در بابرنامه ( طبع وقفيهء گيب ) ورق 191 . ( 582 ) . به قول صاحب دستور الوزراء ص 387 او را فرمان شده بود كه لشكر پياده از خراسان فراهم آورده به موكب همايون ملحق شود و خواجه با سپاه متوجه گرديد و در راه جمعى از مخالفان كه سد راهش شدند شكست داده به پايهء سرير اعلى رسيد و ملقب به صاحب السيف و القلم گرديد . ( 583 ) . ايضا : پادشاه مهر بزرگ به دو تسليم كرد كه حيت يشاء امور جمهور را سرانجام دهد و سايهء عدالت « بر فرق آفتاب‌نشينان بلاد ظلم تراكمه » اندازد .