نامدار در عقب مخالفان رفتند و پى اسبان احتياط كرده چنان معلوم شد كه آن جماعت هزار و پانصد سوار بيش نبودند . تأسف بسيار اظهار كردند و چون اولاغان لشكر منصور به واسطهء قحط و نايافت قوى ضعيف شده بودند مجال آن نبود كه به رسم تاخت بيرون روند . و پيوسته مردم امير حسن بيك كه اولاغان ايشان به غايت قوى و آبادان بودند در حوالى اردو به تاخت مىآمدند و از لشكريان ترك و تازيك هركه را مىيافتند قتل مىكردند و چهار پايان مىراندند و اردوى اعلى چندگاه به اين حال تباه در آن وحشتگاه بودند .
احوال ممالك عراق و فارس
مملكت عراق به يمن معدلت حضرت سلطان آفاق به غايت معمور و آبادان بود و هريك از امرا و مقربان ولايتى و ناحيتى كه نامزد او شده بود در رفاهيت رعيت و معمورى ولايت سعى و اجتهاد تمام مىنمود و از مجموع ممالك عراق خزائن و تبركات و هرگونه بيلاك و سوقات به درگاه جهان پناه مىآوردند و دستور اعظم خواجه قطب الدين طاووس در آن ممالك صاحب اختيار و مطلق العنان بود و حل و عقد مهمات و رتق و فتق كليات به مقتضى راى صوابنماى خود مىفرمود و رعيت را به زراعت و عمارت ترغيب مىنمود و مملكت فارس و دار الملك شيراز چنانچه سابقا مذكور شد در قبضهء اقتدار امير سيد على قرار داشت و آن ملك را ملك مطلق خود مىپنداشت و امير نظام الدين احمد برلاس كه به موجب فرمان متوجه آن ولايت شده بود ، چون به كوتل مايين « 578 » رسيد ، امير سيد على شيراز را مضبوط ساخته با دو هزار سوار نامدار ايلغار كرد و نزديك امير نظام الدين احمد رسيد و چون امير احمد را در خاطر نمىگرديد كه خدمت سيد در مقام جنگ و جدال رايت قتال
هامش
( 578 ) . كتل مايين به قول صاحب فارسنامهء ناصرى ص 80 « درين زمان به كتل امامزاده مشهور گشته » .
ر ك براى مايين به ليسترينج ص 280 . محلش بر راهى نشان داده است كه از شيراز به اصفهان مىرفت . براى مايين كنونى ر ك به مسعود كيهان ج 2 ص 225 .