و مرحمت از احوال اين بيچارگان بازندارند و بنده بر همان عهد كه ميان آن حضرت و پدرم مؤكد شده راسخم و بعضى ممالك موروث ايشان كه پدرم درين چند سال به تغلب گرفته بود چون عراق و فارس به تصرف ديوان اعلى گذاشتيم و به يمن دولت آن حضرت متوجه دفع مخالف كه چنين غدرى نسبت به خاندان ما پيش برد ، شديم . « 560 » حضرت خلافت پناهى ايلچى او را اجازت داد و پيغام فرستاد كه ما نيز به نفس مبارك متوجه شديم . هرچه صلاح وقت باشد به تقديم رسيده خواهد شد .
و آن حضرت چون بر تفصيل اين قضايا اطلاع يافت عنان سمند جهانپيما بر صوب تسخير آن ولايت تاخت و از كالپوش به راه خير و مغز « 561 » در خلال جبال به سعادت و اقبال چند روز كوچ فرموده و اطلال شامخات پيموده اردوى فلك احتشام در ظاهر بسطام منزل و مقام ساخت و رايت نصرت آيت تا اوج سپهر برافراخت و شرف زيارت سلطان العارفين شيخ ابو يزيد بسطامى و قدوة المشايخ شيخ ابو الحسن خرقانى قدس سرهما دريافت و آداب زيارات بهجاى آورده صلات و صدقات به فقرا و مستحقان عنايت فرمود و به ولايت دامغان آمده به جانب هزاره جريب عزيمت نمود و از آنجا در خلال جبال چند روز در نزول و ارتحال بود .
مصرع
كذا الدنيا نزول و ارتحال
و درين اثنا ، از طرف ولايت سارى امير سيد عبد اللّه « 562 » والده و ولد خود را با قريب شصت هفتاد تومان « 563 » از نقود و جواهر و اقمشه فرستاده بود و تمهيد معذرت
هامش
( 560 ) . در حبيب السير وى سلطان سعيد را مىگويد كه همت عالى بر دفع مخالفان كه به شمشير غدر پدر مرا شهيد كردهاند گمارند .
( 561 ) . به قول صاحب نزهة القلوب ص 74 از بسطام تا مغز هفت فرسنگ است .
( 562 ) . براى امير سيد عبد اللّه كه در مازندران از 865 تا 872 فرمانروايى كرد ، ر ك به زامباور ص 193 و مازندران و استراباد از رابينو ص 142 .
( 563 ) . اسفزارى : هفتاد تومان كپكى .