معبود نقد آن مقصود در آستين مراد او نهاد تا اكثر ممالك عراق و فارس در قبضهء تسلط و اقتدار امراى نامدار و بندگان جانسپار قرار يافت و انوار آفتاب عدالت و آثار سايهء مرحمت آن حضرت بر اطراف و اكناف آن ممالك تافت .
و از آن وقت كه ميرزا جهانشاه را در مملكت آذربايجان صورت واقعه روى نمود و هنوز موكب همايون در يورت قشلاق بود تا اين زمان كه رايت نصرت نشان از ييلاق كالپوش نهضت فرمود ، به كرات ايلچيان ميرزا حسن بيك آمده عرض اخلاص و شرح اختصاص به موقف نياز رسانيدند . مضمون آنكه اين بنده ابا عن جد از زمرهء فرمان برداران است و فرزندان امير قرايوسف هرگز با خاندان حضرت صاحبقران از صميم دل صادق و موافق نخواهند شد . به مقتضاى تورهء بزرگ ايشان را از بنياد برمىبايد انداخت و مجموع را پريشان گردانيده خاطر همايون از طرف ايشان جمع بايد ساخت .
حضرت خلافت پناهى در ييلاق كالپوش ايلچى امير حسن بيك را طوى داده رعايت و عنايت فرمود و جهت امير حسن بيك دگلاى زردوزى و كمر شمشير طلا و كلاه نوروزى ارسال نمود و فرمود كه با لشكرهاى خود از آن طرف عزيمت نمايند كه عساكر منصوره ازين جانب متوجهاند تا به كلى دفع مواد فساد و قلع فتنه و عناد ايشان كرده آيد .
و اميرزاده حسينعلى ولد ميرزا جهانشاه تحفه و تبرك بسيار و نقود و جواهر بىشمار فرستاده به نياز هرچه تمامتر عرضه داشته بود كه مملكت آذربايجان و توابع آن و عراق عرب و عجم و فارس تا سواحل عمان با گنجهاى جهان در تصرف بنده است و بنده با هرچه در قبضهء اقتدار اوست ملك يمين حضرت سلطان السلاطين است .
مصرع
العبد و ما فى يده كان لمولاه
و اكابر داعيان اين ممالك اميدوارند كه بندگان درگاه عالم پناه نظر عنايت