تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
عظام مىفرمود و از همم عاليه و ارواح متعاليه احيا و اموات استمداد مىنمود ، [ چند روز از صبح تا شام به نياز تمام ملازم شاهبازان طريقت و صاحب رازان عالم حقيقت بود و از ضمير خورشيد تأثير استفاضهء جمعيت و التماس التفات مىفرمود ] * و در جميع مزارات متبركه و مشاهد مباركه غايت خضوع و كمال خشوع به نوعى ظاهر مىساخت كه بىتكلف هركه به زيارت اكابر فرمايد بايد كه در كمال ادب اقتدا به آن حضرت نمايد ، در درآمدن و بيرون آمدن و روى نياز بر خاك آستانه نهادن و مدتها بر پاى گردون فرسا ايستادن و چنانچه هركه آن اخلاص و نياز مشاهده فرمايد بىاختيار او را بر آن حالت رقت آيد . چون خاطر همايون از استمداد اهل باطن جمع ساخت ، ضمير جهانگير به مهمات ديگر و كار ملك و لشكر پرداخت و راى آفتاب اشراق مايل قشلاق شده تواچيان جار رسانيدند كه همه كس يراق قشلاق كند . حضرت خلافت پناهى اواخر ماه ربيع الاخر پاى دولت در ركاب سعادت آورده عنان فلك اقتدار به سمند شهاب رفتار و سرداران هر كشور و گردن فرازان بحر و بر در ظل رايت خورشيدفر كه مطلع فتح و ظفر است جمع آمدند و آن حضرت شاهزادهء جهانيان ، بيت
گرامى درى از درياى شاهى * چراغى روشن از نور الهى
ابو القاسم نور الدين ميرزا سلطان محمد را در دار السلطنهء هرات « 514 » به ضبط و دارايى گذاشته امير نظام الدين احمد حاجى و صاحب اعظم كمال الدين مولانا امير را پيش او بازداشت و ركاب ظفر انتساب به جانب آب مرغاب روان شد و ده روز در قريهء پنج ده و مروچاق « 515 » توقف افتاد و اوايل جمادى الأولى در بلدهء مرو اتفاق
هامش
( 514 ) . نسخه : بل تمام خراسانات . ( 515 ) . ر ك براى اين به ليسترينج ص 405 ، در حبيب السير مذكور نيست . براى مروچاق نيز ر ك به ليسترينج محل مذكور . *