قشلاق فرمود و سلاطين روى زمين در مقام ارادت و اعتقاد و اساطين مصر و چين بر جادهء اطاعت و انقياد .
و درين ولا ، از جانب ولايت آذربايجان ايلچيان به دار السلطنهء هرات رسيدند ، چهل سوار . « 516 » و ايشان را در مقام مناسب فرود آورده علوفه معين فرمودند و قاصدى جهت اعلام همعنان باد به سوى اردوى همايون در راه ايستاد .
و آن حضرت اواخر جمادى الأولى جمعى امراى عظام را به يراق تمام فرمود كه عازم جانب ميرزا سلطان حسين شدند . چه خبر او از طرف موضع « 517 » سهپايه كه در بيابان بىپايان خوارزم بود مىرسيد و امرا به موجب فرمان روان شدند .
و آن سال در تمام خراسان ، خاصهء بلدهء هرات ، زمستان سرد گذشت و از اوايل دلو تا اواخر حوت « 518 » برفهاى عظيم افتاد و اواسط جمادى الأخرى از طرف اردوى اعلى نشان همايون آمد كه سيديكه سلطان برادر ابو الخيرخان اوزبك را كه امرا در نواحى خوارزم گرفته بودند و چندگاه در هرات محبوس بود به اردوى همايون فرستند و او جوانى نيك اخلاق پاك اعتقاد بود و پيوسته به تلاوت قرآن اشتغال مىنمود و درين وقت كه از حبس خلاص شد چندگاه ملازم اهل اللّه بود و از باطن فيضبخش ايشان استمداد مىنمود و امرا و ديوانيان يراق پادشاهانه و اسباب خسروانه ترتيب داده او را روان ساختند و چون به اردوى همايون رسيد ، حضرت ميرزا سلطان ابو سعيد او را به عواطف و مراحم مخصوص گردانيده اسب و زر و كلاه و كمر انعام و اكرام فرمود و شاكر و خشنود به ولايت اوزبك ارسال نمود .
و فرمان اعلى شرف نفاذ يافت كه ايلچيان ميرزا جهانشاه كه از آذربايجان به خراسان آمدهاند به درگاه عالم پناه آيند و ايلچيان عزيمت نمودند و چون به درگاه همايون رسيدند ، آن حضرت انواع رعايت و عنايت دربارهء ايشان مبذول داشته از
هامش
( 516 ) . نسخه : چهارشنبه چهاردهم جمادى الأولى ايلچيان را به مقام . . . .
( 517 ) . ر ك براى اين موضع به تركستان ( بارتولد ) ص 142 .
( 518 ) . دلو برج يازدهم [ بهمن ] ، حوت برج دوازدهم [ اسفند ] .