سرانجام كليات مهمات ممالك ماوراء النهر و تركستان در مستقر دولت و سرير سلطنت اقامت فرمود و در آن اثنا ، طليعهء لشكر سرما و آثار خزان و مقدمهء سپاه زمستان ظاهر شد و آفتاب عالم تاب سايه بر برج ميزان انداخت . تاراج سپاه تيرماه در باغ و بوستان سبزپوشان اشجار را از حلل مستعار عريان ساخت و روزگار از قدوم فصل خريف مزاج دى گرفت و باد خزان بر سر سيمين آب زرافشان و ابر بر كمان زرين شاخ گوهرنثار گشت .
بيت
تا درست مغربى در پلهء ميزان شده * هست باد مهرجانى زرگر بستان شده
حضرت خلافت پناهى در ضمان عنايت الهى عزم معاودت به جانب مملكت خراسان جزم فرمود « 492 » و موكب منصور از جيحون عبور نمود و به دولت و سعادت منازل و مراحل مىپيمود و چون ركاب نصرت انتساب از آب مرغاب گذشت و روز نزول همايون مقرّر و محقق گشت ، اكابر و اشراف به طريق تعظيم و اجلال تا منزل چهل دختران * استقبال نمودند و مراسم نثار و پيشكش بهجاى آوردند و آن حضرت همه را نوازش و ستايش فرمود و در منزل تغوز رباط * ارباب صنايع مختلفه و هنرمندان و محترفه ساورى و سلامانه به عرض رسانيدند و عنايت پادشاهانه شامل احوال ايشان شد و بيست و دوم « 493 » ربيع الثانى كه آفتاب در نوزده درجهء قوس بود موكب همايون در دار السلطنهء هرات به باغ سفيد نزول اجلال فرمود .
و از ماوراء النهر تا ظاهر شهر هرات آن حضرت ميرزا محمد جوكى را سوار ساخته همراه معتمدان روان مىفرمود و متعاقب عزيمت مىنمود و چون به شهر رسيد در حصار اختيار الدين در زندانى كه به صورت منار درميان حصار ساخته بودند حبس
هامش
( 492 ) . اضافه نسخه : چه بعد از عزيمت رايت ظفرنگار ، در آن بلاد و ديار ، و با و خستگى از حدّ و عد درگذشت چنانچه شمهاى از آن گفته آيد ان شاء اللّه وحده .
( 493 ) . نسخه : يك شنبه بيست و دوم .