كه پيوسته بسته بود گشاد و خون و مال مسلمانان در محل خوف و خطر و در معرض تلف و ضرر افتاد . چون شرح اين احوال به سمع همايون رسيد ، آتش حميت پادشاهانه زبانه كشيد و راى اعلى چنان اقتضا فرمود كه لشكر منصور نوبتى ديگر بر مملكت ماوراء النهر عبور نمايد و بدمستان شراب غرور را گوشمالى به سزا فرمايد و فرمان همايون شرف نفاذ يافت كه تواچيان بزرگسان لشكر احتياط نموده اكلكا دهند و لشكرهاى جهان در ولايت اندخود و شبرغان به موعد معين كه
لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً
« 475 » جمع آيند و به اتفاق روى به اهل نفاق آرند و دمار از روزگار اشرار برآرند .
و موكب جهانگشا بيست و دوم جمادى الأولى كه آفتاب در هفتده درجهء حوت بود از دار السلطنهء هرات نهضت نمود و در شمال قريهء ساق سلمان نزول فرمود و در آن منزل اكابر و اشراف شهر را تشريفات خاصه عنايت فرموده شهر به ايشان سپرد و مردم محلات و بلوكات را كه در ايام دربندان « 476 » اموال و فرزندان گذاشته مساعى جميله به ظهور آورده بودند جامههاى تشريفى كرم فرمود و همان روز جناب وزارت مآب خواجه شمس الدين را به جانب بلخ فرستاد . بعد از دو روز آفتاب رايت عالمافروز با لشكرى زيادت از قطرات سحاب و فزون از ذرات آفتاب روان شد و موكب همايون به هر شهر و ولايت كه رسيد از احوال و اوضاع آن پرسيد و مآرب ارباب حاجات و مطالب اصحاب ملتمسات به انجاح مقرون گردانيد و لب تشنگان باديهء ظلم را به سرچشمهء زلال عدل رسانيد . تا رايت فتح آيت اواسط « 477 » جمادى الأخرى به قبة الأسلام بلخ رسيد و همان روز نوروز سلطانى بود و آفتاب به اول نقطهء اعتدال ربيعى تحويل نمود و سلطان جمشيد اقتدار در منزل نوبهار آيين
هامش
( 475 ) . سورة الأعراف 24 ، در آيه « عنه » نيست .
( 476 ) . تخته كردن دكاكين و اين را در عرف هند هت تال گويند ( فرهنگ آنندراج از روى بهار عجم ) ، در متن اشاره است به ايام محاصرهء هرات
( 477 ) . اسفزارى : پانزدهم جمادى الآخر .