حلقهاى شد ماه نو امشب به ميدان سپهر * تار بايد رمح شاه امروز در ميدان عيد
آفتاب آسمان عدل سلطان بو سعيد * شاه دريا دل ، جهان عقل ، سلطان بو سعيد
و چون هر شكل خوب و صورت مرغوب كه در آيينهء خيال متصور بود در آن مجلس انس به خوبتر وجهى روى نمود ، حضرت خلافت پناهى به موجب فرمودهء الهى فرمود كه اسباب ملاهى و مناهى از روى بساط نشاط چون مهرهء نرد برچيدند و پادشاه جهانپناه كه از بساط سپهر مهر و ماه مهر برچيند و بر تخت نبرد از چرخ منصوبه باز چند بازى بيش بيند عنان التفات به صوب كليات مهمات معطوف ساخت و به استقامت احوال جمهور و انتظام مصالح امور پرداخت و جمعى امرا مقدمهم امير غياث الدين على فارسى برلاس را جهت فتح قلعهء عماد « 404 » به صوب ولايت طوس فرستاد و با وجود چندين فتح همايون كه عنايت ملك بىچون درين سال ميسر گردانيد و هرچه دلخواه بندگان بود به آسانتر وجهى به ايشان رسانيد ، همت عالى آن حضرت به آنها قناعت نمىنمود و همچنان دربند استخلاص ساير ممالك و استنتاج باقى ممالك مىبود . آرى
بيت
هر فتح كاسمان نهدش منتهاى كار * چون بنگرى مقدمهء فتح ديگر است
انه مفتح الأبواب .
ذكر فتح قلعهء عماد و عزيمت آن حضرت به صوب حصار نيرهتو
واقفان مواقف اخبار و عارفان معارف آثار بهوجه استقرار و طريق استخبار
هامش
( 404 ) . اين قلعه در ولايت طوس بود چنانچه پيشتر مؤلف گفته است . كتابهاى كه در لطائفنامه فخرى ص 52 مذكور است ظاهر برين قلعه بود نه بر قلعهء عماديه .