همايون او چون شعشعهء آفتاب لامع بود ، حضرت ميرزا سلطان ابو سعيد در ايام عيد به طالع فرخنده و بخت سعيد به ترتيب جشن پادشاهانه اشارت فرمود و امراى كبار و اهل اعتبار نيشكروار با دل پرحلاوت چندجا كمر خدمت بسته به تزيين آن بزم بهشت آيين قيام نمودند و هرچه مناسب آن جشن همايون بود مرتب و مهيا فرمودند .
حضرت خلافت پناهى ، هنگام نصف النهار ، خورشيدوار ، برفراز تخت گوهرنگار برآمد و بساط بارگاه از طبقهاى زر و گوهر گريبانكش جامهء زربفت آفتاب و دامنگير قباى اطلس مرصع گردون گشت و آن حضرت دست دريا نوال به بذل اموال برگشاد و جهانيان را صلاى جود و سخا در داد و اعيان خراسان خاصه اكابر دار السلطنهء هرات به مواهب انعام و مواجب اكرام بهرهمند و محظوظ شدند و به عين عنايت و نظر مرحمت ملحوظ گشتند .
و چون جشن همايون به نشاط عيد مقرون بود ، خامهء سحر آثار بدايع نگاريد بيضا نمود و ترجيعى در تهنيت عيد و مدحت حضرت ميرزا سلطان ابو سعيد بر لوح روزگار نگاشت و يك بند از اول آن درين صفحه به صورت نمودار يادگار گذاشت .
نظم
چون ز عين ماه نو روشن شود ايوان عيد * بگذرد از فرق فرقد ذيل شادروان عيد
كلك قدرت چون نويسد بر فلك عين هلال * گوييا برنامهء دوران كشد عنوان عيد
مىكند ابروى ماه نو اشارت هر زمان * سوى جام مى كه گردان است در دوران عيد
تا به ميدان فلك بنمود چوگان هلال * نيست گوى خوشدلى جز در خم چوگان عيد