تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 838

مساهمون:

ص٨٣٨
كه ملازم شاهزاده بودند تحمل تجمل امير خليل نياوردند و دو هوايى شدند . در اين اثنا ، امير عبد اللّه خواجهء ترخان كه به حكم شاهزاده به رسم رسالت پيش ميرزا سلطان ابو سعيد رفته بود معاودت نمود و چون صورت حبس شاهزاده مشاهده كرد طاقت آن حالت نياورد و گروه انبوه از ترخانيان و غير آن اتفاق نموده برغو كشيدند و شاهزاده را به ضرب راست از حبس بيرون آورده سوار كردند و به جانب ولايت ساخران و تولك * عزيمت نمودند و باز تاج شاهى به يمن عنايت الهى به فرق فرقدساى او مقرون شد و تخت بخت از دولت مسند مشيد او تشريف يافت و طبل و علم و خيل و حشم در سلك اهتمام انتظام يافت و ميرزا جهانشاه ازين حال آگاه شد . مصرع
مسرعى چون صبا جهان‌پيماى
به استدعاى ميرزا علاء الدوله روان ساخت و فرستاده چون به او رسيد سخنى كه داشت به موقف عرض رسانيد و به عنايات پادشاهانه مستظهر گردانيد ميرزا علاء الدوله را نهال آمال ميوهء مراد بار داد و گلبن اميد غنچهء مقصود برآورد و از صبا و شمال سرعت سير و استعجال استعارت نموده روز عرفهء عيد اضحى به يك فرسخى اردوى اعلى رسيد . ميرزا جهانشاه چون دولت و اقبال استقبال فرمود و مراسم تعظيم و تكريم تقديم نمود . بيت
هر آن دقيقه كه در احترام واجب بود * جناب شاه جهان يك‌به‌يك به‌جا آورد

ذكر جشن عيد و ملاقات با ايلچيان ميرزا سلطان ابو سعيد

ميرزا جهانشاه روز عيد اضحى به عظمت تمام بر مسند سلطنت مقام فرمود و
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 838 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى