به تخصيص دار السلطنهء هرات جمع ساخت و رعايا را كه از خدنگ حوادث آزرده خاطر بودند به مراسم مراحم پادشاهانه نواخت ، رايات فتح آيات ارتفاع داده اعلام ظفر اعلام برافراخت و لشكرى نامحدود و سپاهى نامعدود كه مهندس عقل از شمار آن عاجز آيد و مستوفى فهم از حساب آن حيران گردد ، متوجه صوب ولايت هرات رود گشتند و امير زاده محمدى « 349 » ولد اميرزا جهانشاه به رسم منغلاى روان شد و پادشاه جهان پناه بر سمند براق اندام كه چون باد و برق مىشتافت و صبا هرچند به تعجيل تمام مىرفت گرد او را درنمىيافت نهضت فرمود و در نواحى لكلكخانه استماع نمود كه حضرت خاقان سعيد احيانا به اين مواضع مىآمد و مرغزار و النگى است درغايت لطافت و كمال نزاهت و طراوت و هواى جانفزايش صافيتر از چشمهء نور و فضاى دلگشايش تازهتر از چهرهء حور . از نسيم روحپرور آن روح فردوس اعلى استشمام مىتوان نمود و از هواى صحراى آن ابواب فرح و سرور مىتوان گشود . ميرزا جهانشاه ميل آن نزهتگاه نمود و به آن اولنگ فرمود
بيت
مرغزارى چو طبع اهل حضور * در لطافت بهسان چهرهء حور
صد هزاران گل شكفته درو * سبزه بيدار و آب خفته درو
هر گلى گونه گونه از رنگى * بوى هر گل رسيده فرسنگى « 350 »
در همان منزل كه حضرت خاقان سعيد نزول مىفرمود آن پادشاه نيز چند روز توقف نمود و سپاه ظفر پناه تا قصبهء او به رفته ابواب عدل و داد بر روى ارباب دولت گشاد * و اين اخبار ساير به اطراف و اكناف هر بلاد و ديار متطاير شد و خلايق از مضايق روى به اوطان مألوفه و مساكن مأنوسه آوردند و به اندك فرصتى جمعيتى در دار السلطنهء هرات فراهم آمد و ماه مبارك رمضان در همان منزل گذرانيده به آداب
هامش
( 349 ) . محمد ميرزا در زامباور ص 257 .
( 350 ) . خمسهء نظامى ( هفت پيكر ) طبع طهران 1341 .