تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
بيت
سزاى هزار آفرين است و بيش * كه خدمت كند پيش مخدوم خويش كه پيش بزرگان به پا ايستاد * كه هم خدمتش مزد خدمت نداد
و ميرزا علاء الدوله مولانا احمد يساول را تحسين بسيار فرمود و به انواع پرسش و نوازش نمود . و درين ايام ، ميرزا علاء الدوله سراشمار كرده مبلغى بر عبيد و مواشى رقم فرمود و آن مبلغ هنوز وصول نيافته بود كه به ضرورت عزيمت نمود و سبب آن بود كه ميرزا سلطان ابراهيم از تخت ملك خبر پيش پدر فرستاد كه لشكر تركمان نزديك رسيد و محل توقف نماند . مناسب چنان مىنمايد كه به اطراف بيرون رويم مصرع
تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون
و موكب شاهزاده از حوالى لنگر امير غياث به جانب يكه النگ رفت « 338 » و چون شرح واقعه به ميرزا علاء الدوله رسيد پاى ثبات و قرارش « 339 » از جاى رفته دست اضطرار در دامن فرار زد و غرهء ماه شعبان با صد هزار درددل و اندوه‌جان روبه راه نگويم بل به ناله و آه آورد . و بر مقتضاى الناس على دين ملوكهم سادات و علما و مشايخ و صلحا و ضعيف و قوى و شريف و دنى و اوساط محترفه و اسقاط سوقيه و عموم رعايا و جمهور برايا از كهول و شبان تا اجنه « 340 » و صبيان و از نساء و رجال تا شيوخ و اطفال از صلابت سپاه تركمان ترك خان‌ومان گفته مقام و مسكن باز گذاشتند و مضمون خوابى كه پيش ازين به چند سال يكى از اصحاب كمال ديده بود كه قايلى مىخواند :
هامش
( 338 ) . در حبيب السير گفته است كه ميرزا سلطان ابراهيم به صوب كوهستان غور رفت . ( 339 ) . ايضا : وى روى به اردوى پسر آورد . ( 340 ) . اجنّه جمع جنين است .