تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
پروردگار ، مصرع
چون آفتاب روى به اوج شرف نهاد
به مقتضاى
إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ
« 343 » سرير سلطنت خراسان در قبضهء فرمان پادشاه تركمان قرار يافت و پانزدهم ماه شعبان انوار معدلت جهانشاهى بر اطراف دار السلطنهء هرات تافت و جمعى اشراف كه در شهر مانده بودند به مراسم پيشكش و نثار قيام نمودند و ميرزا جهانشاه همه را اعزاز و اكرام نمود و چون آفتاب در اوج كمال و ذروهء استقلال نزول اجلال فرمود و شكر مواهب الهى و سپاس مكارم نامتناهى به‌جاى آورده و صورتى كه آبا و اجداد او را در آيينهء خيال محال مىنمود به عين اليقين مشاهده فرمود و نخست به مدرسهء مهد عليا گوهرشاد آغا كه به تيغ ظلم شهيد شده بود رفته شرائط زيارت به ظهور آورد و از آن‌جا به باغ زاغان كه تختگاه حضرت خاقان سعيد بود تشريف حضور ارزانى داشت و در تعظيم بارگاه آن خسرو فريدون جاه نكته‌اى نامرعى نگذاشت و بر سرير سلطنت و مستقر خلافت به تمكين تمام مقام ساخت و آفتاب عنايت او سايهء مرحمت بر مفارق رعيت آن مملكت انداخت و در شهر منادى فرمود كه هيچ آفريده متعرض و مزاحم مسلمانان نشود و به شلتاق « 344 » آن‌كه نوكر كسى بود زحمتى نرساند و سكه و خطبه به نام و القاب همايون زيب و زينت يافت و مثال اعلى به اصدار فتح نامه‌ها نفاذ يافت و دبير روشن ضمير در تقرير و تحرير مناشير يد بيضا مىنمود و مبشران اقبال همراه صبا و شمال به اطراف ممالك دائر و سائر شدند . مصرع
منتشر شد قصهء فتح خراسان در جهان
هامش
( 343 ) . سورة الأعراف 128 . ( 344 ) . به ظاهر به معنى الزام بيجاست ر ك به لغات نوائيه به ذيل شيلتاق . اما به معنى بدمعاملگى است ( رسالهء فضل اللّه ) و ستم و بىحساب و خرخشه و جنگ و جبر كردن بر كسى در فرهنگ آنندراج .