و ميرزا علاء الدوله عازم جانب هرات گشته هفتم جمادى الأخرى روز جمعه بعد از نماز از طرف قريهء ساق سلمان ظاهر شد . سادات و قضات و موالى و اهالى استقبال نموده شرايط اكرام و اجلال به ظهور آوردند و اكابر و اشراف و سوقيه و اصناف بيرون آمده غلبهاى انبوه تمام دشت و كوه فروگرفت و در مضايق طرايق اجتماع خلايق چنان بود كه در هيچ عيد و نوروز مانند آن روز كسى مشاهده ننمود .
بيت
به هرسو ز انبوهى اسب و مردم * نفس كرده هنجار بيرون شدن گم
زن و مرد هر سو به نظاره حاضر * به صد آرزو در رخ شاه ناظر
و در كوچهء خيابان خرامان خرامان درآمده به مدرسهء مهد عليا گوهرشاد آغا فرود آمد و مراسم زيارت بهجاى آورده عازم باغ زاغان شد .
بيت
پياده به موكب سران مواكب * دوان چون به پيرامن مه كواكب
وز انبوهى تيغ و جولان توسن * چو لعب صبا در چمنهاى سوسن
و در مستقر سلطنت و مركز دايرهء خلافت به دولت و سعادت نزول اجلال فرمود .
بيت
چوزين سان شه آمد در ايوان دولت * ز پيشانيش تازه شد جان دولت
دم خلقش آنجا چو بگشاد نافه * شده مشكبو خاك دار الخلافه
و مضمون نص صريح و مكنون نظم صحيح
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ
« 337 » ارتياب از چشم بصيرت
هامش
( 337 ) . سورة يونس 107 .