ذكر وصول موكب پادشاه تركمان بر سرير سلطنت خراسان
ميرزا جهانشاه « 341 » ارشد اولاد قرايوسف تركمان بود و نوبت سيم كه حضرت خاقان سعيد فتح مملكت آذربايجان فرمود ، سلطنت آن مملكت را به او ارزانى داشت و ضبط و دارايى آن ولايات را به عهدهء كاردانى او باز گذاشت و او در زمان حيات آن حضرت هميشه در مقام باجگزارى و خدمتكارى بود و به خدماتى كه شايستهء آن حضرت بود قيام مىنمود و چون آن حضرت عالم فانى را وداع كرد ميرزا جهانشاه را داعيهء تسخير ممالك فارس و عراق شد و از بيم حسام خونآشام ميرزا سلطان محمد دندان طمع به ناكام در كام او شكست و به مملكت خود قناعت نموده به جاى خود بنشست و عداوت و بيگانگى به قرابت و يگانگى مبدّل شد و ميرزا سلطان محمد صبيهء او را در نكاح شرعى آورد و چون ميرزا سلطان محمد شهد شهادت چشيد و ميرزا ابو القاسم بابر بر ممالك فارس و عراق مستولى گرديد و به سبب قضايا كه در ولايت خراسان واقع شد ، ميرزا ابو القاسم بابر عازم خراسان گشت - چنانچه شرح اين سخن در موضع او گفته شد - ميرزا جهانشاه تمام ممالك فارس و عراق در قبضهء تصرف آورد و چون ميرزا ابو القاسم بابر رحلت نمود و مملكت خراسان از منازعت شاهزادگان به يكبارگى بىسامان شد ، ميرزا جهانشاه فرصت غنيمت دانسته عزم تسخير خراسان نمود و نخست مملكت مازندران را فتح فرمود و رايت عزيمت به صوب دار السلطنهء هرات برافراشت و چون بدر كامل منازل و مراحل مىگذاشت تا به پانزده فرسخى شهر هرات رسيد « 342 » و خبر تفرقهء مردم و جلاى وطن از مقام و مسكن شنيده نشانها و استمالتنامهها فرستاد و بزرگان و رعايا را به عدل و داد پيغام داد و پيشتر امير پيرزاده بخارى را كه از امراى ميرزا سلطان محمد بود به داروغگى تعيين نموده به جانب شهر روان فرمود و رايات نصرت شعار در ضمان عنايت
هامش
( 341 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 180 : مظفر الدين جهانشاه .
( 342 ) . در حبيب السير گفته است كه جهانشاه خبر تفرقهء مردم در قصبهء كوسويه شنيد .