تمام يافتند و از آب وخش كه بزرگترين آبها بود به سلامت گذشتند و لشكرى كه وهم از احصاى آن عاجز و فهم از استقصاى آن متجاوز آيد به نوعى از آن آبها گذشتند كه از سلاطين سابق كسى مثل آن نگذشته باشد و لشكر در آن راه دراز بسى نشيب و فراز ديده و به قدم همتبلند در نورديده به ولايت حصار درآمد و غلهء بسيار و نعمت بىشمار يافت و عسرت به عشرت و محنت به راحت مبدّل شد .
بيت
شه و لشكر از رنج ره سودگى * رسيدند لختى به آسودگى
و از آنجا به ولايت نوانداك « 202 » كه به لطف آب و هوا موصوف است آمده در آن ولايت جناب شيخ الاسلام اعظم خواجه نظام الدين مودود كه از خاندان عالىشان متعالى مكان صاحب هدايه بود ، به اتفاق مولاناى اعظم ، جامع فنون العلم و صنوف الحكم ، مولانا جمال الدين فتح اللّه تبريزى « 203 » به رسم رسالت رسيدند و با امرا ملاقات كرده سخن صلح درميان آوردند و امرا سخنان وحشتانگيز كدورتآميز گفتند . مولانا فتح اللّه آواز برآورده گفت
وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ
« 204 » يك سخن مانده و مرا سوگند دادهاند كه به عرض رسانم . ميرزا سلطان ابو سعيد مىگويد كه من اين ولايت را كپنكپوش گرفتهام و آسان نخواهم گذاشت . امرا زيادت از زيادت تندخويى و درشتگويى و ژاژخايى و هرزهدرايى نمودند و فرستادگان را مضبوط ساخته كوچ كردند .
بيت
بغريد كوس از در شهريار * جهان شد ز بانگ جرس بىقرار
هامش
( 202 ) . ذكرش را در مظان نيافتم - حبيب السير 3 : 3 ص 168 : تونداك . نونداك در چغانيان است ر ك به ترجمهء با برنامه ص 470 و 129 .
( 203 ) . براى وى ر ك به حبيب السير ايضا ص 196 .
( 204 ) . سورة العنكبوت 18 .