تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
[ و اطراف جهان چنان معمور و آبادان كه جغد از بىجايگاهى همه‌جا شكايت مىنمود .
چنان به دولت عدل تو شد جهان معمور * كه جغد در همه عالم نيافت ويرانى ] « 478 »
در اين ولا ، نقصان عين الكمال نمود و سپهر بىمهر خدنگ بلا از كمان جفا گشود و آفتاب دولت كه از اوج جلال تافته بود ، روى به زوال آورد و اسباب سلطنت كه در غايت كمال ارتباط يافته ميل انتقال كرد . شعر
اذا تمّ امردنا نقصه * توقع زوالا اذا قيل تمّ
و شرح واقعهء جانسوز و بيان حادثهء غم‌اندوز آن است كه حضرت خاقان سعيد عازم قلعهء طبرك « 479 » شده احرام زيارت مقابر اكابر بست و صباح نوروز بر استر گردون پيكر نشست و چون توسن ايام آغاز بدلگامى كرده بود ، استر راهوار بر عادت روزگار راه سركشى پيش گرفت و به سبب اثر ضعف كه هنوز در مزاج همايون بود قوّت ماسكه به امساك و نگاه داشتن عنان چون دولت جهان وفا نمىنمود ، آن حضرت را از ركوب استر فلك نهاد ملالت روى داد . اختاچى تقدير كه مركبان آسمان و زمين منقاد و زبون زين تعيين اوست محفه پيش كشيد و آن حضرت در محفه درآمده اندك مسافتى قطع كرده درد معده كه معتاد بود قوى گشت و مرض صعب مستولى شد و حضرت غفران مآل به اداى شهادتين اشتغال نموده
هامش
( 478 ) . [ اضافت يكى از نسخ ] . ( 479 ) . ر ك به ليسترينج ص 216 به بعد - در حبيب السير ( ج 3 جزء 3 ص 138 ) برين زيادتى دارد و گفته است كه صباح يك‌شنبه 25 ذى الحّجة سنهء 850 موافق اول روز نوروز پادشاه شراب مخلّصه آشاميده پاى در ركاب . . . آورده عزيمت زيارت مراقد مشايخ قلعهء طبرك نموده عنان يكران بدان طرف انعطاف داد .