هفتاد طلبيده از نشان مصر و شرح احوال استفسار نمود و نشان را ديده محل مهر احتياط فرمود و فرمود كه نشان را فارسى كنند و صدر مرحمت نشان ، شرف جهان ، مولانا جمال الدين عبد الرحيم ( 474 ) نشان را پارسى كرده به عرض رسانيد و مضمون را به يوسون مناسب گذرانيد .
و در اين ايام كه حضرت خاقان سعيد در رى بود فرمان جهانمطاع نفاذ يافت كه امراى عظام : امير مظفر الدين سلطان شاه برلاس و غياث الدين امير شيخ ابو الفضل كوكلتاش و امير نظام الدين احمد بهطرف ميرزا سلطان محمد رفته او را دلالت نمايند تا به اردوى اعلى آيد و اگر تأخير و تعلّل ننمايد ، امرا عذر او را مسموع ندارند و شاهزاده را عنان گرفته به درگاه عالمپناه آرند و عنايت نامه در صحبت شاه محمود يساول پيشتر ارسال نمودند و امرا متعاقب عزيمت نمودند و بر ديگران سابق و بر همگنان فائق امير شيخ ابو الفضل متوجه شد . با شاهزاده ملاقات كرد و از روى اخلاص و نيكو بندگى سخنان سودمند و نصايح دلپسند به عرض رسانيد و به فنون لطايف شاهزاده را مايل گردانيد كه به بارگاه سلاطينپناه آمده عذر گذشته خواهد و تدارك تقصير نمايد و حضرت خاقان سعيد تا آخر ذى الحجه در منزل قشلاق « 475 » بود و گاهى از درد معده شكايت مىنمود . اما به هيچوجه اثر ضعف در بشرهء ميمون و طلعت همايون واضح و لايح نبود .
ذكر واقعهء حضرت خاقان سعيد مغفور و رحلت از دار غفلت و غرور به جنتسراى بهجت و سرور
مالك ممالك ابداع و انشا به منشور
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
طغراى كل شى ان مولانا جمال الدين عبد الرحيم صدر پسر مولانا جلال الدين لطف اللّه مذكور در حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 197 .
هامش
( 475 ) . نسخه : در منزل قشلاق رى اقامت فرمود و مزاج همايون بر نهج صحت و سلامت مستقيم بود ( بهجاى در منزل قشلاق بود ) .