هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« 476 » بر ناصيهء هر آفريده خواهد كشيد و شربت مرّ المذاق فراق به موجب
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
« 477 » از جام حمام به كام و ناكام مىبايد چشيد .
طراوت بهار بقا و نسيم حياتبخش زندگانى به كسافت فنا و آسيب تندباد خزانى مقرون است و جام نشاط عمر گرامى به شراب تلخ ناكامى لباب مشحون .
بيت
خوش است عمر دريغا كه جاودانى نيست * بس اعتماد بر اين پنج روز فانى نيست
هرچند كه واقف خبير از تحرير اين تقرير و هوشمند لبيب از تشبيب اين تسبيب داند كه حال چيست و مقصود از اين قصه كيست ، اما شرح احوال و بيان واقعه از روى اجمال آن است كه حضرت خاقان سعيد چون خاطر خطير و ضمير عالمگير از تدبير مهمّ ميرزا سلطان محمد جمع فرمود و صورت نصرت و ظفر در آينهء مقصود به خوبتر وجهى روى نمود چنانچه مجددا ممالك هفت كشور و اطراف بحر و بر در قبضهء اقتدار امراى كامكار قرار يافت و انوار مرحمت آن حضرت بهسان آفتاب جهانتاب بر مشرق و مغرب عالم تافت و در بسيط بلاد بساط عدل و داد به نوعى انبساط داد كه همهكس چون آفتاب طشت پر زر از باختر به خاور مىبرد و از بيم تعرّض بىباكان ذرهاى غم نمىخورد .
بيت
مىرود يكتنه از عدل تو خورشيد فلك * قاف تا قاف جهان طشت زرافشان بر سر
هامش
( 476 ) . سورة القصص 88 .
( 477 ) . آل عمران 185 .