تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
شهنشهى كه به روز وغا غلامانش « 461 » * مجره را به دو انگشت بگسلند نطاق
شادروان شاهنشاهى تا ايوان كيوان افراشته و صورت نصرت بر رايت پادشاهى و جهان‌پناهى نگاشته ، ماهچهء چتر آسمان سايش پيكر منوّر خورشيد و گوهر تاج سعادت سيمايش نوربخش افسر جمشيد ، پرچم علم منصورش طرهء عنبرفشان حور و غريو كوس رعد آوازش دمساز
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
« 462 » و با آن‌كه در اين سال ، عارضهء ضعف قوى مزاج همايون را عارض شده بود و امّهات عناصر كه حساب جمع و تفريق بدن و سر جملهء « 463 » باب خرج و تفصيل تن به قلم ايشان است و التيام صور و اشكال مختلف و انتظام اجزاى مؤتلف در قدم ايشان چندگاه از اوج اعتدال به حضيض اعتلال آمدند و باز ذات ملك صفات از مقام انحطاط علّت به مصاعد صحت ارتقا نمود . اما اثر ضعف قوى در جبين مبين روشن و پيدا بود و آن حضرت باوجود اثر ضعف و ملالت عزيمت نمود و رايات همايون به يوسون جمشيد و آيين فريدون نهضت فرمود و ميرزا علاء الدوله را در هرات قائم‌مقام گذاشت و امير شمس الدين محمد صوفى ترخان را در ديوان به رسم امارت بازداشت . « 464 » و چون موكب منصور به بلدهء نيشابور رسيد ، ايلچى ميرزا جهانشاه تركمان از ولايت آذربايجان به اردوى همايون آمد « 465 » و پيشكشهاى پادشاهانه به وسيلهء امراى عظام به موقف عرض رسانيد و زانو زده عرضه داشت كه امير جهانشاه عرضه مىدارد
هامش
( 461 ) . ديوان :ايا شهى كه به هنگام كين و شاقانت .( 462 ) . سورة الأنعام 73 . ( 463 ) . يعنى خلاصه . ( 464 ) . امير سلطان شاه كه امارت ديوان داشت ( ر ك به صفحات قبل ) همراه موكب شاهى مىرفت . ( 465 ) . به ظاهر فرستادن ايلچى ازين روى بود كه پادشاه چنان نموده بود كه عزيمت دار السلام بغداد و قصد اسفنديار بن قرايوسف دارد و آن يورش به لشكر بغداد اشارت و شهرت يافته ( دولتشاه ص 406 ) و نيز ازين روى كه جهانشاه بر سلطان محمد لشكركشى كرده بود و شكست خورده ( دولتشاه ص 307 ) .