و آن حضرت را ناموس سلطنت بر آن داشت كه باوجود ظهور ضعف و فتور قوت رايت عزيمت به صوب عراق برافراشت .
وقايع سنهء خمسين و ثمانمايه ذكر نهضت سلطان آفاق به صوب ممالك عراق
حضرت خاقان سعيد چون خبر عصيان ميرزا سلطان محمد شنيد و به سمع همايون رسيد كه شاهزاده راه فتنه و فساد كه سالها بسته بود گشاده و جان و مال مسلمانان در معرض خطر و محل تلف افتاد چنانچه از بوارق كلمات سوابق پرتو انتباه بر پيشگاه خاطر آگاه تافته باشد ، آن حضرت همت پادشاهانه و عزيمت خسروانه بر تدارك آن حادثه مصروف داشته فرمان جهانمطاع نفاذ يافت كه امراى تواچى به اقصى ممالك و نهايت ولايات مسرعان دوانيده جار رسانند كه به بلجار معين عساكر گردون مآثر در ظاهر دار السلطنهء هرات حاضر شوند و بعد از چندگاه سپاه گران و لشكر بىكران چون حوادث گردون بىنهايت و چون ذرات آفتاب فزون از حدّ و غايت در ظلال رايات نصرت آيات كه مطالع طوالع آفتاب سعادت و اقبال و مشارق شوارق ماه جاه و جلال است جمع آمدند و سلطان ممالك جهان و خاقان عالم و عالميان ، داراى اسكندرفر اردوان مكان ، اردشير جانبخش جهانستان ، طهمورث ديوبند قلعهگشاى ، گيومرث جمشيدقدر خورشيدراى
بيت
فروزندهء تاج و تخت كيان * فرازندهء اختر كاويان
از دار السلطنهء هرات نهضت فرمود .
نظم « 460 »
برآمده ز خراسان چو آفتاب از شرق * عراق را ز قدومش بسيط پر اشراق
هامش
( 460 ) . قصايد ظهير فاريابى ص 4 .