بيت
شاهرخ خسروى كه بندهء او * در جهان پادشه نشان باشد « 445 »
و مولاناى اعظم « 446 » نصر اللّه جنابدى به رسم رسالت معين گشت و براى مولانا انعام و احكام و علوفه و اسب يام و جهت پادشاه بيجانگر بيلاك و تحفه يراق فرمودند و مولانا به موجب فرمان روان شد .
و نوبتى حضرت خاقان سعيد از موجب توقف در ولايت هرموز پرسيد و فقير شكايتگونهاى از حكام آنجا به عرض رسانيد . آن حضرت را خاطر همايون از خباثت هرموزيان دگرگون شد و حكم جهانمطاع از موقف جلال نفاذ يافت كه وزير هرموز خواجه محمد بغدادى را به ديوان اعلى آورند و از موجب تأخير كه نسبت به فقير واقع شده تفحص بليغ نمايند و فرستادهء فقير حاجى يوسف به ولايت هرموز رفته نشان بر ايشان خواند و مضمون حكم همايون هرموزيان را شنواند و در ديوان هرموز دست در ميان خواجه محمد بغدادى زد و گفت نشان عالم مطاع آن است كه ترا به درگاه عالمپناه برم تا در ديوان اعلى تقصير و تأخير ترا پرسند . پادشاه و امرا در ميان آمده درخواست نمودند . آخر سخن آنكه ما را چندان مجال كرم فرما كه صورت حال عرضه داشت پايهء سرير اعلى نماييم و به هرچه حكم شود در مقام سرانجام آن آييم و براى استرضاى فقير پنج سر بردهء حبشى و هفت طاق صوف مرّبع و ستة عشر و صد طاق گلشن « 447 » فرستادند و حاجى يوسف و همراهيان او را برده و قماش و هرجا چيزى دادند و همه مضبوط به هرات رسيد و فقير حاجى يوسف را كه از هرموز بازآمده بود به حضرت اعلى نمود و موافق خاطر خطير آمد .
هامش
( 445 ) . مصنف بيت ذيل انورى را به تصرفى آورده است :شاه سنجر كه كمترين خدمش * در جهان . . .كليات انورى ص 124
( 446 ) . نسخ : جامع الفضائل مولانا ناصر الدين نصر اللّه .
( 447 ) . گلشن در هند نوعى است از پارچه ريسمانى ( ؟ )Cotton