تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
علوفهء ايلچيان و كرايهء ده شتر بار به موجب نوشتهء فقير از مال دهند و چهارده اسب يام - ده جهت خاصه نفران فقير و چهار براى ايلچيان - تسليم نمايند . و از راه ترزك به راه ميمنه و فرغان به سبب ضعف در محفه روان شد و به ولايت سيرجان آمده سعادت زيادت حضرت شاه شجاع كرمانى « 439 » عليه الرحمه كه از كبار مشايخ مقدم و ابناى ملوك معظم بود دريافت و نظارهء قلعهء سيرجان كه در همه جهان بدل ندارد نمود و در قريهء مشيز * دولت ملازمت شيخ بزرگوار و ولىّ روزگار مولانا شمس الدين محمد اسفاخى « 440 » رحمه اللّه كه در قافلهء حضرت شيخ الأسلام بهاء الدين شيخ عمر قدس سره به حجاز فرموده بود از مكه به مصر رفته و زيارت انبيا عليهم السلام دريافته و از راه دريا به هرموز آمده بود و ملازم ركاب آن جناب به هرات رسيد . القصه به كرمان آمد و داروغهء آن‌جا امير حاجى محمد از جانب فقير رنجيده‌خاطر بود . چه در وقت عزيمت هندوستان ، از اوضاع كرمان و اطوار امير شكايت‌گونه‌اى ارسال نمود و در مزاج همايون حضرت خاقان سعيد مؤثر افتاد و امير را به دار السلطنهء هرات طلبيد و خدمتش به آن سبب مذلت و خوارى كشيد . چون در كرمان به او ملاقات شد ، روزى بر سر ديوان پرسيد كه مولانا چه مقدار خرج شما و ايلچيان در رفتن و آمدن شده باشد . فقير گفت قريب پنجاه هزار دينار . گفت آنچه مىبريد چه مبلغ بوده باشد . گفتم ده هزار دينار . خدمتش گفت خوش سوائى است . پنجاه هزار دادن و ده هزار دينار ستادن . گفتم حضرت خاقان سعيد بازرگان نيست كه اين حسابها كند . گاه شانقارى مىآورند و آن حضرت در برابر زيادت از پنجاه هزار دينار مىدهد . من از سرحد سرانديب سكّه و خطبه و تحفه و ايلچى
هامش
( 439 ) . ر ك براى وى به نفحات ص 94 : « مات بعد سنة 270 و قيل قبل الثلاث مايه » و ليسترينج ص 305 . ( 440 ) . معلوم نشد كه منسوب به چيست .