تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
كه مدت سه سال مىشود كه از او اثر و خبر نيامده . حضرت شيخ فرموده‌اند كه ظاهرا به هرموز رسيده و جناب اخوى اين معنى در قلم آورده بود و فقير نيز به هر شهر كه رسيد ، تاريخ آن ثبت نمود و چون به خدمت برادر مشرف گرديد ، اين دو تاريخ بىكم و زياد موافق افتاد . بيت
به صدق دين پيمبر به عزّت داور * كه هرچه نقل كنند از ولى كم باور
و انواع امداد و معاونت كه از حضرت ارشاد منزلت در آن سفر خطير به اين فقير حقير رسيد زيادت از تحرير و تقرير است و تفصيل آن شايد كه سبب مزيد انكار منكران گردد و موجب شقاوت ايشان شود . مصرع
هركه اين كار ندانست در انكار بماند « 437 »
و در هرموز خبر ضعف مزاج همايون حضرت خاقان سعيد رسيد و اطراف ممالك عراق و فارس و سواحل دريابار ، از نهيب اين واقعه چون بيد مىلرزيد و تجار اقاليم عالم كه در آن بندر معظم بودند ، از روى اضطرار توقف نمودند و فقير هم از اين جهت هفتاد روز در آن گرماى جانسوز هرموز بىاختيار ماند . تا خبر صحت ذات همايون صفات از اخبار اخيار ولايت لار به صحت پيوست و فقير از راه بندر اوغان « 438 » بيرون آمده به سبب ضعف به هرگونه مشقت و زحمت به قلعهء ترزك رسيد و آنجا چندان توقف نمود كه قاصدان عرضه داشت كه به پايهء سرير اعلى فرستاده بود بازآمدند و نشانها برحسب دلخواه آوردند . مضمون آن‌كه حكام و عمال ولايات
هامش
( 437 ) . مطلع غزل حافظ است ( ديوان ص 172 )هركه شد محرم دل در حرم يار بماند * و آن‌كه اين كار . . .( 438 ) . 3 ذكرش را در مظان نيافتم .