فلورى به رسم علوفهء يومى مقرّر فرمود و چون امراى مصر و شام را ارادت و اعتقاد به خاندان حضرت صاحبقران و فرزندان عالىشان او هرگز واقع نبود « 422 » و سلطان ايلچيان را طلب داشته احترام تمام مىنمود ، اين معنى بر خاطر امراى كبار آن ديار بسيار دشوار آمد . روزى سلطان ايلچيان را طلبيده از مجلس پادشاه ديرتر بيرون آمدند و اراجيف در السنه و افواه افتاد كه سلطان به گرفتن ايشان فرمان داد و غوغا و ازدحام عوام به وثاق ايلچيان رسيد و اموال و جهات ايشان غارت تمام يافت و غير صندوقهاى جامهء كعبه هرچه بود به عرضهء تاراج رفت و سلطان چون اين خبر استماع نمود ، اضطراب عظيم فرمود و گفت كه فتنهانگيزان دوست مرا از من رنجانيدند و ايلچيان را عذرخواهى فراوان نموده به غلاظ ايمان سوگند ياد كرد كه ازين معنى خبر ندارم و اين صورت بر لوح ضمير نقشپذير نبود و ايلچيان را فلورى « 423 » انعام فرمود و اسباب راه حجاز به هرچه خوبتر ترتيب فرمود و قاصدان همراه ايلچيان روان ساخته احكام به حكام حرمين شريفين به مبالغهء هرچه تمامتر اصدار فرمود و ايلچيان چون به دولت آن فرخندهمقام استسعاد يافتند به اهتمام حكام و خدام بيت اللّه الحرام كعبه را جامه پوشانيدند و كارى چنين بزرگ در زمان حضرت خاقان سعيد ميسر شد كه از سلاطين روزگار در زمان سابق كسى را كمتر دست داده باشد و جناب شيخ و خدمت مولوى حج و عمره و ساير مناسك دريافته و آداب آن خجسته مقام بهجاى آورده عازم صوب خراسان شدند و به دولت ملازمت حضرت خاقان رسيدند و آن
هامش
( 422 ) . سلطان يلدرم بايزيد در نامهاى كه به سلطان أحمد جلاير در سنهء 798 نوشته بود گفته « تيمور مكسور كه به فتوى علماى انام اشد من التكفور است » ( منشآت السلاطين ج 1 ص 123 ) . ازين ظاهر است كه تيمور را بعض از علماى معاصر به كفر نسبت مىدادند . نيز ر ك به همان كتاب ج 1 ص 131 كه ردّ تيمور را مشتمل است برين معنى .
( 423 ) . در نسخ سفيد مانده ، در يك نسخه : فلورى بسيار - به ظاهر اصلشFlorinاست و اين سكهاى است از طلا ( اشتنگاس ) . برايش ر ك به ماركوپولو ج 2 ص 534 « چاپ » تخمينا مساوى با 9 شلنگ 8564 پنس .