تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
هيچ شربت و غذا ميل نمىنمود . در اين اثنا ، جناب ارشادمآب ، قدوة اولياء العظام و عمدة مشايخ الأسلام ، بهاء الحق و الحقيقة و الدّين ، شيخ عمر قدس سره روز جمعه بعد از اداى نماز و عرض نياز به حضرت بىنياز به رسم عيادت متوجه باغ زاغان شد و چون به بارگاه همايون درآمد - و آن حضرت دو سه روز بود كه هيچگونه گفت‌وشنود نمىنمود بل چشم نمىگشود - چون حضرت شيخ تشريف حضور ارزانى داشت آن حضرت چشم گشاده بر شيخ سلام كرد و جناب شيخ به احترام جواب فرمود و پرسش نمود و دستهاى مبارك برآورده و از حضرت بىنياز صحت آن جناب سلطنت انتساب مسألت نموده فاتحه خواند و حضرت خاقان سعيد از خدمت شيخ چيزى طلبيد و جناب شيخ دستار كه بر فرق مبارك داشت از سر برگرفته پيش آن حضرت گذاشت و بيرون آمد و تمام مرض و علّت به يمن قدم حضرت ولايت منقبت زائل شد و صبح صحت از مطلع مراد طلوع آغاز نهاد و ذات خورشيد مثال از حضيض اعتلال به اوج اعتدال برآمد و جهانيان به صحت پادشاه عالم شادمان و خرّم شدند و زنگ غم و غبار كدورت از روى آيينهء دلها به صيقل عافيت آن حضرت زدوده گشت و شاهزادگان و اركان دولت صدقه‌ها داده مىگفتند . بيت « 420 »
منّت ايزد را كه ذات خسرو عالم‌پناه * در ضمان صحت است از فيض الطاف إله در نه اقليم فلك شكرانهء اين مژده را * مسرعان عالم علوى به رسم مژده‌خواه مىگشايند از بر افلاك فيروزى قبا * مىربايند از سر خورشيد ياقوتى كلاه
هامش
( 420 ) . كليات سلمان ساوجى .