حضرت از اموال حرمين شريفين و قدس مبارك و خليل الرحمن « 424 » بارك اللّه فيها شرفا و عزّا استفسار نمود و دربارهء ايلچيان احسان و اكرام نمود و در اين اثنا ، عبد الملك نام ، امير قشونى كه به موجب فرمان همراه ايلچيان به جانب مصر رفته بود ، زانو زده تظّلم نمود و نمود كه خدمت شيخ و مولانا از انعامى كه سلطان مصر كرم فرموده ما را بخش ندادهاند . آن حضرت فرمود كه ديوانيان قضيهء ايشان را بپرسند و چند روز در آن گفت و شنيد گذرانيده عاقبت عبد الملك و قشونيان او را خشنود ساختند و ملايممزاج همايون آمد .
ذكر عرض دفتر ولايت بلخ و فوت امير فيروز شاه و امارت امير سلطانشاه برلاس
سابقا معروض گشت كه فرمان همايون به سعى امير جلال الدّين فيروز شاه نفاذ يافت كه مرتضاى اعظم سيد عماد الدين محمود جنابادى به ولايت بلخ رفت و در مجلس ميرزا محمد جوكى كه در آن ولايت بود تحقيق معاملات بلخ نمود و در آن زمان كه حضرت خاقان سعيد را آسيب مرض رسيد و اخبار به انواع در هر بلاد و ديار منتشر گرديد ، ميرزا جوكى به سرعت تمام عازم دار السلطنهء هرات شد و نزديك شهر [ از ممر خباثت ، مفسدان ] « 425 » به سمع شريف پيوست كه در زمان شدت مرض و صعوبت علت آن حضرت امير جلال الدين فيروز شاه به اكراه مهد عليا گوهرشاد آغا با ميرزا علاء الدوله بيعت كرد . « 426 » اين معنى بر خاطر ميرزا جوكى بسيار دشوار آمد و چون ذات همايون به حليهء صحت و زيور عافيت اتّصاف يافت و شعاع آفتاب طلعت آن حضرت بار ديگر بر اطراف هر كشور تافت و التفات به مهمّات ممالك فرمود ، از
هامش
( 424 ) . الخليل موضعى است به يك روز راه از بيت المقدس كه در آن قبر الخليل ابراهيم است . اسم اصلى آن حبرون بود . ر ك به معجم البلدان ج 2 ص 468 .
( 425 ) . در بعضى نسخ اضافه دارد .
( 426 ) . مصنف پيشتر گفته است كه مهد عليا را افراط محبت بود نسبت به اميرزاده علاء الدوله .