تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
وعدهء
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ
« 415 » ناگاه از مهبّ
لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ
« 416 » نسيم صباى كرم نامتناهى الهى وزيد و صبح مسرت از مطلع سعادت دميد و مبشّر بخت مساعد بشارت
وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ
« 417 » به گوش جان رسانيد و صرصر مخالف به باد موافق بدل گرديد و طغيان طوفان به پايان رسيد و دريا چنانچه دل مىخواست آرميد . و اهل كشتى عيد اضحى در دريا كرده اواخر ذى حجه قلهات كوه را ديدند و از محنت بحر به رحمت بررسيدند و در آن ايام هلال محرم سنهء ثمان به‌سان خيال ابروى جانان در دريا نمود . بيت
زورق زرين چو در گرداب اين درياى نيل * غرق شد موجى از آن بر روى دريا ديده‌اند

وقايع سنهء ثمان و اربعين ذكر ضعف و مرضى كه حضرت خاقان سعيد را واقع شد

حضرت خاقان سعيد كه از حدود چين تا نواحى مصر و روم و از اقصاى تركستان تا پايان هندوستان تابع فرمان او بود و به حسن عقل كامل و يمن عدل شامل ضبط و تدبير اين ولايات مىنمود و جهان چنان معمور و آبادان بود كه حاوى اوراق از تاجرى شنود كه او به كرّات قماش چين به مصر و روم آورده و از آن‌جا به مملكت چين برده بود كه در دور عدل اين پادشاه عالم‌پناه از مصر تا چين يك كوچه راه است و اطراف جهان و صحرا و بيابان چنان آبادان شد كه جغد از بىجايگاهى به
هامش
( 415 ) . سورة النّمل 62 . ( 416 ) . سورة يوسف 87 . ( 417 ) . سورة البقرة 50 .