تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
او گشايد و فروغ نور ايمان و تاب آفتاب عرفان از روزن خاطر او درآيد هرآينه صواب و ثواب خواهد بود . آن حضرت ملتمس او مبذول داشته امرا را فرمود كه ايلچى يراق كنند و رقم تعيين بر فقير كشيدند و بعضى ساعى گرديدند به خيال آن‌كه شايد از اين سفر بازنيايد . اين فقير از آن سفر خطير بعد از سه سال فرخنده‌فال بازآمد و ساعيان به راه عدم رفته بودند . فى الجمله در كاليكوت از كشتى بيرون آمد . قومى ديد كه هرگز مثل آن در خيال نمىگرديد . بيت
عجب گونه قومى نه مردم نه ديو * كه عقل از لقاشان شود در غريو اگر ديدمى مثل ايشان به خواب * دلم داشتى سالها اضطراب مرا انس با روى مهوش بود * نه با هرسياهى مشوش بود
سياهانى برهنه اندام لنگوتها * از ناف تا زانو بسته در يك « 333 » دست كتارهء هندى چون قطرهء آب و در ديگرى گاو سپرى بزرگ * چون پارهء سحاب . پادشاه و گدا به اين صورت باشند . اما مسلمانان جامه‌هاى فاخر پوشند به طريق اعراب و انواع تكلف كنند در همه باب . با جمعى مسلمانان و فوجى كافران ملاقات شده وثاقى مناسب تعيين نمودند و بعد از سه روز به ديدن پادشاه بردند . شخصى ديدم برهنه اندام بر صفت هندوان ديگر و پادشاه آن‌جا را « 334 » سامرى گويند و چون فوت شود خواهرزاده به‌جاى او نشيند * و به پسر و برادر و اقرباى ديگر ندهند و كسى به تغلب پادشاه نشود و كفار اصناف بسيار باشند . زيرا همه جوگيان « 335 » و غير آن ، با آن‌كه در اصل شرك و
هامش
( 333 ) . براى تأييد اين از سياحى روسى ر ك به سيوايل ص 703 و براى لباس سامرى ر ك به ابن بطوطه ج 4 ص 97 . ( 334 ) .samuriدر سيوئل ص 87 . در نسخ مطلع اين كلمه مضبوط نيست . بر قياسsamoriنوشته شد . ( 335 ) . ر ك به سيوئلRobert Sewellص 241 و 255 .