بتپرستى شريكاند ، هر قومى روشى علىحده دارند و قومى باشند كه يك زن ايشان را شوهران متعدّد باشند * ( و هريك مهمى بر خود گرفته ) « 336 » اداى آن مىنمايد و اوقات شبانروز ميان ايشان قسمت باشد و هركس وقت معين به وثاق رود . تا او در آنجا باشد ديگرى نتواند رفت و سامرى از آن قوم است .
چون با سامرى ملاقات شد ، مجلس او به دو سه هزار هندو به شكل موصوف آراسته بود و كلانتر مسلمانان هم در آن مجلس حاضر شد و اين ضعيف را نشانده نشان حضرت خاقان سعيد را خواندند و اسب و پوستين و دگلهء طلادوزى و كلاه نوروزى گذارند . سامرى تعظيم تمام بهجاى نياورد و از مجلس او بازگشته به وثاق آمد .
و جمعى نفران كه پادشاه هرموز با چند سر اسب و از هرجا چيزى در كشتى ديگر نشانده روان كرده بود و ايشان را در دريا دزدان سنگيسر * گرفته و تمام اموال برده به جان خلاص يافته بودند در كاليكوت به يكديگر رسيده به ديدار عزيزان مشرف شديم .
بيت
المنة للّه كه نمرديم و بديديم * ديدار عزيزان و به مقصود رسيديم
از اواخر جمادى الأخرى تا اوايل ذى حجه « 337 » در آن مقام نامحمود قرين محنت و همنشين ملامت بود . در اين اثنا ، شبى كه در سياهى از حال عاشقان نشان مىداد و در درازى گره از زلف خوبان مىگشاد ، سلطان قاهر خواب به عزل كارفرمايان حواس فرمان رانده و در دو طبقى خانهء مردم چون دهان غنچه بسته مانده
هامش
( 336 ) . حبيب السير : ( و هريك مؤنتى از مؤنات آن زن را تعهد نمودهاند از وثاق و پوشيدنى و خوردنى و بوى خوش و غيرها ) .
( 337 ) . يعنى از اوايل نومبر سنهء 1442 تا اوايل اپريل سنه 1443 .