خاقان سعيد قدمت خدمت مولوى ياد آورده پسران او را به عواطف پادشاهانه دلجوئى فرمود و موچه و منصب و راه و رسم پدر ايشان را به ايشان ارزانى داشت .
مصرع
همه را لطف شاملش بنواخت
و در اين سال ، از جانب كابل و غزنين قاصد آمد و عرضه داشت كه بانوى كبرى ملكت آغا بنت خضراغلان كه سابقا در حبالهء ميرزا عمر شيخ بود و ميرزا اسكندر و ميرزا بايقرا از او متولد شدند و حضرت خاقان سعيد او را ينگه « 273 » گرفته در نكاح آورد و ميرزا سيورغتمش از او بود وفات يافت * و در شهر بلخ در گنبد مدرسهاى كه ساخته بود مدفون شد .
مصرع
روانش به خلد برين شاد باد
آن حضرت را مفارقت همصحبت قديم بر خاطر كوه وقار گران و دشوار آمد .
قطرات عبرات بر صفحهء عذار و اطراف رخسار گوهربار و دررنثار و تعزيت به ترتيب و آيين داشت .
و هم در اين سال ، آخر ذى الحجّة ، منارهء فلك الدين كه در بازار عراق « 274 » بر شرقى مدرسهء نظاميه « 275 » بود ، از پاى درآمد و دوازده كس مردى كه جهت گرماى شب در صحن مدرسه خواب مىكردند مناره ايشان را چنان در خواب كرد كه ديگر بيدارى به خواب نخواهند ديد و گويند كه فلك الدين * از امراى سلطان سنجر سلجوقى بود كه سلطان حكومت هرات را سالها به او رجوع نمود و مولانا عبد الواسع جبلى به نام او قصايد خوب و مدايح مرغوب دارد .
هامش
( 273 ) . ينگه ، ينگا زوجهء برادر كلان را گويند ( شا ) .
( 274 ) . ر ك براى دروازهء عراق به ليسترينج ص 406 . در آثار هرات ص 26 مىگويد كه محلهء بردراينها و بازار عراق از طرف غرب آغاز و به چارسوق وصل مىگردد .
( 275 ) . براى نظاميهء هرات ر ك به دايرة المعارف اسلام ج 3 ص 354 اواخر عمود .