و در اين سال ، نويين بىمثال و صاحب جاه و جلال ، امير علاء الدين عليكه كوكلتاش « 268 » هفدهم جمادى الأولى وفات يافت و در گنبد مدرسهاى كه در سر خيابان ساخته بود مدفون شد . عمر امير از نود تجاوز نموده بوده و به غايت كريمطبع و سخىنفس بود و پيوسته مظلومان و درماندگان را دستگيرى مىفرمود و اگر بر مظلومى ظلمى واقع شدى هرچند ظالم صاحب وجود بود منع و دفع ظلم به واجبى مىنمود . ظلمه و اعونه ازو ترسان و هراسان بودند و خلاف رأى او در مهمات شروع نمىنمودند و خدمت امير به زراعت و دهقنت ميل عظيم داشت و تخم كشت او از هزار خروار گذشت و در مملكت مصر مزارع و ضياع خريد و وكلا و سركاران مقرر ساخته آن مواضع و مزارع را معمور و مزروع گردانيد . نوبتى حضرت خاقان سعيد سبب خريدن اسباب در ولايت مصر پرسيد . امير عليكه عرضه داشت كه مىخواهم بعد از من گويند ميرزا شاهرخ غلامى داشت كه در ولايت مصر املاك خريد و مضبوط گردانيد و متّصل در مجالس و محافل به طريق افتخار اظهار مىكرد كه حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان حضرت شاهرخى را به من سپرد و جناب ستودهخصال هميشه ابواب كرم و نوال بر ارباب امانى و آمال بازداشته بود و دل و جان بر دلنوازى منتظران و جانبخشى مستحقان گماشته و به موجب فرمودهء بابنا مفتوح لمن دخل و خبزنا مباح لمن اكل عمل مىنمود و بىدربان و يساول بار عام داده بود و به مهمات خلايق چنانكه بايدوشايد قيام و اهتمام مىفرمود . و چون امير مرحوم جهان فانى را بازگذاشت حضرت خاقان سعيد چند نوبت به وثاق او تشريف حضور ارزانى داشت و اولاد او را دلجويى نموده تعزيت داد و همه را به عواطف پادشاهانه خوشوقت گردانيد و منصب ديوان اعلى به خلف صدق او امير
هامش
( 268 ) . در حبيب السير گفته است كه از آثار خير امير رباطى است در غايت وسعت و رفعت كه در پنج فرسخى هرات به جانب شمال بنا فرموده و تا غايت ( يعنى سنهء 929 ) اكثر بيوتات آن عمارت برجاست ( ج 3 جزو 3 ص 134 ) .