تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
ابو الفضل حسن و مولانا سعد الدين التفتازانى « 244 » و جوانمرد قصاب « 245 » رحمهم اللّه فرمود و از روحانيت ايشان استمداد نمود و اكثر ايام از صبح تا شام به جانور پرانيدن و يوز و سگ دوانيدن اشتغال داشت تا چنان شد كه در آن صحرا و بيابان وحوش و طيور نگذاشت . و از آن‌جا ، عازم مهنهء مبارك شد و در آن فضاى جانفزا و صحراى دلگشا كه هواى آن نسيم بهار را اعتدال مىبخشيد و ارم از غيرت طراوت آن رو در نقاب مىكشيد ، هرطرفى انواع رياحين مشكبو و گلهاى رنگين تو بر تو شكفته و هرجانبى مرغان شيرين‌زبان به هزاردستان صلاى نشاط و خرمى گفته حضرت خاقان سعيد به آهستگى كوچ مىفرمود و همواره در آن مقام هموار به صيد و شكار مشغول بود و چون به قصبهء مهنه رسيد ، احرام زيارت سلطان طريقت و برهان حقيقت ، صاحب السير و الطير ، شيخ ابو سعيد بن ابو الخير قدس سرهما به احترام تمام بسته شرايط زيارت به جا آورد و اولاد امجاد حضرت شيخ را به انعام و اكرام معزّز و مكرّم گردانيد و عزيمت مراجعت فرموده بيست و پنجم ماه ذى قعده در هرات فرود آمد . مصرع
آفتاب دين و دولت سوى دولت‌خانه رفت
و در اين سال ، جناب مفتى الفريقين ، مولانا عماد الدين عبد العزيز « 246 » مشهور به مولانازادهء ابهرى كه سرآمد علماى روزگار بود و به عزم زيارت بيت اللّه عزيمت نمود و شرايف طواف بيت اللّه الحرام و سعادت زيارت النّبى عليه الصلاة و السلام دريافته هنگام مراجعت ، نزديك شام ، در قريهء علا ، « 247 » هژدهم رجب رخت
هامش
( 244 ) . ر ك به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 84 به بعد . مولانا در سنهء 797 فوت كرد . ( 245 ) . به ظاهر وى غير جوانمرد قصاب مدفون رى است كه در نزهة القلوب ص 54 مذكور است . ( 246 ) . ترجمه‌اش كه در حبيب السير 3 : 3 : 148 آورده به ظاهر همهء آن از مطلع مأخوذ است . ( 247 ) . هو اسم موضع من ناحية وادى القرى بينها و بين الشام نزله رسول اللّه صلعم فى طريقه الى تبوك ( معجم البلدان ج 3 ص 709 ) .