حضرت خاقان سعيد به نفس شريف عزم شراب ريختن فرمود و پاى دولت در ركاب سعادت آورده سوار شد و به جانب بيرون دروازه خوش « 252 » و طرف سه پلك كه خمخانهها آنجا بود عزيمت نمود و خمهاى شراب ناب رشك لعل بدخشانى و غيرت ياقوت رمّانى بىدريغ بر خاك ريختند .
بيت
شاهى كه او به حكم الهى شراب ريخت * تعظيم شرع كرد وز روى شر آب ريخت
ساكنان چرخ برين از بوى بادهء مشكين بيهوشانه در چرخ آمدند .
مصرع
چرخ گفت از حسرتش يا ليتنى كنت التّراب « 253 »
و زهره و پروين در افسوس آن بىخودانه مىگفتند :
مصرع
اينكه مىبينم به بيدارى است يا رب يا به خواب
و مملكت از اوج شريعت رونق ديگر گرفت و سلطنت از حسن اين تقويت طراوت ديگر يافت .
و در اين سال ، قدوهء اهل كمال ، عالىجناب ولايتمآب ارشادانتساب مظهر عناية اللّه الأكبر ، شيخ الأسلام بهاء الدين عمر « 254 » قدّس اللّه سرّه العزيز به صدق و نياز عزيمت سفر حجاز فرمود و به عزم طواف بيت اللّه الحرام و احرام ملازمت آن حضرت بستند و در باديهء عشق بر بختى شوق نشستند . مولانا شمس الدين
هامش
( 252 ) . در مشرق شهر ، ر ك به ليسترينج ص 409 ، نيز به آثار هرات ص 25 .
( 253 ) . اشاره به آيهء 50 از سورة النبأ :إِنَّا أَنْذَرْناكُمْ عَذاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً .( 254 ) . براى ذكر احوال شيخ ر ك به نفحات ص 524 و حبيب السير 3 : 3 : 171 .