صباى سلطنت در حركت بود تا اين زمان كه بر سرير خلافت جهان تمكن و استقرار فرمود هميشه تقويت دين مستبين و تمشيت شرع سيد المرسلين پيش نهاد همت عالى نهمت بود و متابعت فرمان الهى به تخصيص در قلعوقمع مناهى و ملاهى غايت مبالغه مىنمود . شراب چون آب حيات در چشمهء خضر نهان شد و صهبا بهسان كيميا از چشم عالميان ناپديد گشت .
بيت
رسم مى خوردن چنان برداشت نهيش كاختران * نيمشب بر روى گردون سرنگون دارند كاس
تمام مقربان و مخصوصان از ارتكاب شراب به كلى اجتناب فرمودند و خواص و عوام از شرب مدام توبهء نصوح نمودند و افتخار الأشراف ، سيد مرتضى صحاف ، « 251 » و قدوة الواعظين مولانا عبد الجليل القاينى كه به منصب عالى احتساب منصوب بودند به موقف عرض رسانيدند كه به يمن معدلت آن حضرت در بسيط مملكت مستى جز در چشم مشكينخطان آهوچشم خطايى نمىتوان ديد و خمار جز در ديدهء شهلاى يار مشاهده نمىتوان كرد .
بيت
مخمورى و مستى نشود جمع به يكجا * در چشم تو جمع آمده مخمورى و مستى
و خمخانههاى شاهزادگان ميرزا محمد جوكى و ميرزا علاء الدوله مالامال است و انديشهء ريختن آنها بلكه رسيدن به آنجا خيال محال
مصرع
آنجا مگر شمال وزد يا صبا رسد
هامش
( 251 ) . به حبيب السير 3 : 3 : 149 .