مظفر و منصور بازآمدند و از مقدم ميمون بهار و اعتدال ليل و نهار در اطراف باغ و بساتين سبزه و رياحين دميد .
مصرع
دميد گرد لب جوى خط زنگارى
شاهزاده پاى ظفر در ركاب نصرت انتساب آورده عنان عزيمت به جانب مملكت خراسان معطوف ساخت و از اكابر ماوراء النهر جناب شيخ الأسلام خواجه عصام الدّين كه چون آفتاب از غايت اشتهار محتاج تعريف نيست و خواجه افضل الدين كشى و خواجه فضل اللّه ابو الليثى « 164 »
مصرع
هريك يگانهاى كه ندارد نظير خويش
ملازم ميرزا الغ بيگ به خراسان آمدند و نوزدهم ماه رمضان شاهزادهء عالميان به دولت ملازمت حضرت خاقان سعيد رسيد و آن حضرت فرزند سعادتمند را در آغوش مهربانى كشيد و جراحت تعزيت شاهزادهء مرحوم ميرزا بايسنغر باز تازه شد و اكابر ماوراء النهر به شرف دستبوس مشرف گشته آن حضرت همه را اعزاز و اكرام و توقير و احترام فرمود و ميرزا الغ بيگ آش بزرگ داده شرايط تعزيت به جا آورد .
و چون هلال فرّخفال شوال از افق سعادت و اقبال جمال نمود ، حضرت خاقان سعيد به اداى نماز عيد و آداب آنوقت سعيد قيام و اهتمام فرمود و چون عيد اول بود كه شاهزادهء مغفور ميرزا بايسنغر از دار غرور ارتحال نمود ، آن حضرت اشارت فرمود كه آش بزرگ مرتب ساختند و مهد عليا گوهرشاد آغا انواع ترتيب و تكلف پادشاهانه مهيا كرده بود و چند روز پيوسته آشهاى بزرگ دادند و آن حضرت ميرزا الغ بيگ را به انعام و اكرام معزّز و مكرم ساخته و اكابر ماوراء النّهر را به تشريفات و
هامش
( 164 ) . وى استاد مير عليشير بوده براى ترجمهاش ر ك به لطائفنامهء فخرى ( اورينتل كالج ميگزين نومبر سنه 1931 ) ص 52 .