تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
و در اين ولا ، امير خليل اللّه « 166 » شروانى از موضع محمودآباد « 167 » عرضه داشت ، در صحبت خالق بردى ، به پايهء سرير اعلى فرستاد و هفتدهم ماه صفر امرا قاصد و عرضه داشت گذرانيده سخن به موقف عرض رسانيدند . مضمون آن‌كه « امير اسكندر تركمان چون بر تمام ولايت آذربايجان فرمان‌روان شده قصد مملكت شروان كرد و حالا به تخريب قلاع و بلاد و تعذيب عباد و عباد مشغول است . اگر حضرت اعلى عنايت فرموده دست ظلم او را از سر اين درماندگان كوتاه گرداند موجب مزيد دولت و سبب بسطت مملكت خواهد بود . » آن حضرت با امرا و اركان دولت مشورت نموده عزم يورش سيم آذربايجان جزم فرمود .

ذكر نهضت خاقان ممالك‌ستان نوبت سيّم به صوب مملكت آذربايجان

چون اخبار طغيان سردار تركمان و تسلط او بر مملكت آذربايجان و تغلّب او بر بلاد شروان به سمع همايون پادشاه ربع‌مسكون رسيد و خسروان هفت كشور و فرمانفرمايان بحر و بر به زمين‌بوس درگاه آسمان جاه او مفاخرت مىنمودند و از مهابت شمشير آبدار و صلابت خنجر آتشبار او زمين كردار سر بر روى آب افكنده بودند دولت و سعادت با بخت همايونش همنشين بود و فتح و نصرت با رايت ظفر نگارش قرين . اعلام دولتش بر كنگرهء
إِنَّا فَتَحْنا
اقاليم الممالك كلها افراخته و كوس سلطنتش طنطنهء مصرع
امروز زمان دولت ماست
در خم طاق مقوّس فلك و طاس نگون گردون انداخته نعل سمند باد رفتار و
هامش
( 166 ) . وى است پسر شيخ ابراهيم كه ذكر تزويج دختر ميرزا ابا بكر با او به ذيل وقايع سنهء 824 مذكور است . ( 167 ) . ر ك به ليسترينج ص 176 و 230 .